|
بیوگرافی امانوئل آدبایور

شِی امانوئل آدبایور متولد 26 فوریه 1984 در لومه کشور توگو است.امانوئل زندگی فوتبالی اش را از زمین تمرینی در لومه آغاز کرد. در سن 15 سالگی مورد توجه باشگاه متز فرانسه قرار گرفت و وی بدون معطلی بسوی فوتبال حرفه ای در فرانسه حرکت کرد.وی در اولین فصل حضورش در تیم متز دو گل از 9 بازی ای که برای این تیم انجام داد را به ثمر رساند. در فصل بعد حضورش در این تیم 17 گل از 35 بازی ای که برای این تیم فرانسوی به میدان رفت را به ثمر رساند تا نظر باشگاه های بزرگی همچون یوونتوس و آرسنال را به خود جلب کند.اما تیم موناکوی فرانسه با او به توافق رسید.وی در سال فصل 2004-2003 به موناکو پیوست و با انجام 17 بازی در لیگ 7 گل و در جام باشگاه های اروپا با انجام 10 بازی دو گل به ثمر رساند و به این تیم کمک کرد تا به فینال این بازی ها راه پیدا کند.
سرانجام باشگاه آرسنال حضور امانوئل را در لیگ برتر انگلیس محقق کرد و در 13 ژانویه 2006 با قرارداد 7 میلیون یورویی او را به خدمت گرفت و شماره 25 را که سال های پیشتر بر تن نوآنکه کانو بود را به او داد.وقتیکه با او مصاحبه کردند وی گفت که کانو الگوی من بود به همین خاطر شماره ی او گرفتم.وی همچنین مانند کانو شماره ی 4 را در تیم ملی توگو به تن می کند.این دو بازیکن همچنین شباهت شگفت انگیزی هم از نظر قیافه و هم فیزیک بدنی نسبت بهم دارند!
اولین حضور آدبایور در لیگ برتر انگلیس در ترکیب آرسنال بر می گردد به 4 فوریه 2006 در برابر بیرمنگام که بعد از 21 دقیقه حضور اولین گل خود را نیز به ثمر رساند و آرسنال توانست آن بازی را با حساب 2 بر 0 به سود خود به پایان برساند.امانوئل در اولین فصل حضورش در آرسنال با انجام 10 بازی 4 گل برای این تیم به ثمر رساند.در فصل 2007-2006
با مصدومیت تیری آنری فرصت مناسبی برای فیکس بازی کردن او در تیم آرسنال فراهم شد که گل سر سبد این فیکس شدن گلزنی در برابر منچستر یونایتد در زمین اولد ترافورد شهر منچستر بود که آرسنال با همان تک گل بازی را برد و در ذهن هواداران تیم آرسنال نام او را به یاد ماندنی کرد.
اما بیشترین درخشش امانوئل مربوط می شود به فصل جاری که با گل های او آرسنال پیش می رود و اولین گلزن آرسنال محسوب می شود و نبود تیری آنری را در این تیم کاملاً کمرنگ کرده است.وی در سال 2007 یکی از کاندیدهای بهترین بازیکن قاره ی آفریقا بود.امانوئل با سن و سال پایین آینده ای از این درخشانتر را دنبال می کند.و مطمئناً بعد ها از او بیشتر خواهید شنید.
آدبائور در تیم ملی توگو
آدبائور علاوه بر اینکه در باشگاه هایش موفق بوده ، در تیم ملی کشورش نیز اینگونه بوده است.بطوریکه در حضور تیم توگو در جام جهانی 2006 نقشه عمده ای را بر عهده داشته است و با 11 گل در مرحله ی مقدماتی برای حضور به جام جهانی ، این تیم را عازم این بازی ها کرد.اگرچه تیم توگو نتوانست جواز حضور در مرحله ی بعد از گروهی جام جهانی را کسب کند، اما حضور کشور ناشناخته ای مانند توگو در جام جهانی کار بزرگی است.
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 2:21 |
Jean Michel Jarre بیوگرافی
Jean Michel Jarre حتما" برای شما جالب خواهد بود اگر بدانید که ژان میشل ژار فرزند موریس ژار آهنگساز مشهور هالیوود می باشد. از جمله کارهای بزرگ موریس ژار می توان به موسیقی فیلم های موفقی چون لورنس عربستان، محمد رسول الله، روح و ... اشاره کرد.
ژان در 24 اگوست 1948 در لیون فرانسه متولد شد و پدرش در سال 1953 برای کار به هالیوود رفت اما او به همراه مادر در فرانسه ماند. او اولین درسهای پیانو را آغاز کرد ولی چندان علاقه ای نسبت به موسیقی که برایش حکم تمرین مداوم و محرومیت از بازیهای کودکانه داشت، نشان نمیداد. در 1957 معلم جدید پیانو ژان موفق شد تا عشق به موسیقی را در او زنده کند به طوری که بعدها در سنین نوجوانی موسیقی را به عنوان رشته تحصیلی خود انتخاب کرد و در کنسرواتوار پاریس مشغول تحصیل شد و این تحصیلات آکادمیک در آینده پایه محکمی برای این آهنگساز مدرن شد. گوش کنید : Oxygene 8, Original
ژار در 1964 پس از دیدن برنامه Danny Logan -and- The Pirates با دوستانش گروهی به نام Mystere IV را تشکیل دادند و جایزه اول جشنواره خیابانی پاریس را از آن خود کردند. در 1967 ژان میشل همراه با گروه جدید خود The Dustbins در قسمت کوتاهی از یک فیلم به نام Des Garcon Et Des Filles شرکت کردند و پس از آن چند تور کوچک در گوشه و کنار نورماندی برگزار کردند. در 1968 ژان میشل پایان نامه خود را با عنوان "فاوست در ادبیات و در موسیقی" (The Faust Of Literature and Music) با تکیه بر گوته و برلیوز (آهنگساز شهیر فرانسوی قرن 19) نوشت.
پس از آن کنسرواتوار را ترک کرد و با شخصی آشنا شد که درک و احساس او را نسبت به موسیقی و تکنولوژی متحول کرد. پیر شافر (Pierre Schaeffer) از شرکت G.R.M (شرکتی که به دنبال تحقیقات شافر در باره استفاده از موسیقی و اصوات از پیش ضبط شده در کار آهنگ سازی به وجود آمد و کار آن تولید ابزارهایی برای تولید، پردازش و میکس این اصوات است). به قسمتی از یکی از کارهای او گوش کنید : Apollo 440
اجرای برنامه در آغاز هزاره سوم در مصر سال 1968، سال انقلاب دانشجویی در پاریس بود و در بیشتر کشورهای اروپا هنرمندان سعی داشتند به فرمها و فضاهایی خارج از سنتهای رایج دست پیدا کنند. ژان میشل در برنامه تحقیقی G.R.M شرکت کرد و برای اولین بار با روشهای الکتروآکوستیک در ساخت موسیقی آشنا شد. او آموخت که چگونه با نوار الکترونیک کار کند و چگونه اصوات و تکه های موسیقی آماده (concrete music) را برای ایجاد یک موسیقی واحد کنار هم قرار دهد.
در این مدت او آهنگ Happiness is a Sad Song را هم برای خانه فرهنگ (Maison de Culture) آماده کرد که البته بطور رسمی پخش نشد. او در 1969 اولین اثر موسیقی الکترونیک خود به نام La Cage و به دنبال آن ترانه Erosmachine را در سال 70 ضبط کرد. بدنبال انتشار La Cage در سال 71 ژان میشل G.R.M را ترک کرد و به کار ساخت جلوه های صوتی الکترونیک برای گروه Triangle پرداخت. گوش کنید : Mixed
او به عنوان جوانترین هنرمند در برنامه بازگشایی اپرای Palais Gardnier پاریس برنامه زنده اجرا کرد. اثر او Aor نام داشت که در زبان عبری به معنای نور است.این اثر از هفت قطعه برای هریک از هفت رنگ رنگین کمان تشکیل شده بود و طراحی رقص آن توسط نورمن اشموکی Norman Schmucki انجام شده بود.
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 16:10 |
بیوگرافی سوفیا لورن

تولد سوفیا سیکولونه در ۲۰ دسامبر ۱۹۳۴ در رم متولد شد. پدرش تحصیلاتش مهندسی بود و مادرش بازیگر و معلم پیانو بود.
سالهای اولیه
او در شانزده سالگی, مدل یک مجلّهٔ ماهانه بود و از همین راه به عالم سینما راه یافت فعالیت سینمایی اش را با نقشهای کوچک در فیلمهای کوچک ایتالیایی آغاز کرداولین نقشش را در فیلم روشناییهای وارتیه درسال ۱۹۵۰ ایفاکرد. سوفیا در رقابتهای زیبایی محلـی هم شـرکت میکـردو چنـدین جایزه دریافت نموده اما سرانجام توسط کارلو پونتی تهیه کننـده سینمایی کشف شد وبه عالم سینما راه یافت.
حضور در سینما باتلاش کارلو پنتی نامش به سوفیا لورن تغییر کرد اوابتدا در فیلمهای برده فروشی سفید و «دوشیزگان در خطر» بازی کرد و سپس در فیلمهای دختر رودخانه , آتیلا, چرخ و فلک تا پل و حیف که خیلی حقهای ظاهر شد.
زمانی که رم رقیب اصلی هالیوود در تولید فیلم بود او ستاره بسیاری از محصولات سینمائی رم بود و با کارگردانانی چون فدریکو فلینی و ویتوریو دسیکا کار کردهاست و مارچلو ماستریانی همبازی او در بسیاری از فیلمهایش بود.
نتیجه یک نظر خواهی در ایتالیا میگوید مردم ایتالیا بیشتر از هر نقش دیگر سوفیا لورن، بازی او را در برابر مارچلو ماستریانی در فیلم دیروز امروز و فردا ساخته ویتوریو دسیکا را دوست دارنداین فیلم با همین نام در زمان خود در ایران نیز با استقبال بسیار روبرو شد. لورن قراردادی که با استودیو پارامونت بست به شهرت جهانی دست یافت از جمله فیلمهای وی در این دوره را میتوان «غرور و شهوت ,هوس زیر درختهای نارون , قایق خانگی , ثعلب سیاه و زن اونجوری»را نام برد.وی از جمله هنر پیشگانی است که این حرفه را از صفر شروع کرد و درنتیجهٔ تلاش بسیار, مقام ممتازی به دست آورد. ودرسال ۱۹۶۱ فیلم مشهور ال سید را بازی کرد. سوفیا و کارلو پنتی روز ۱۷ سپـتامبر ۱۹۵۷ با هم ازدواج کردند ازدواج اول آنها به ناچار لغو شد تا پونتی به جرم دو همسری محکوم نشود، آنها ۹ آوریل ۱۹۶۶ دوباره با هم ازدواج کردند وصاحب دوپسر بنامهای کارلو و ادواردو شدند.لورن توانایی بازیگری وسعی حتی در حوزه کمدی داشت به ویژه در پروژههای ایتالیایی، که میتوانست به راحتی افکار خود را ابراز کند هر چند در یادگیری زبان انگلیسی هم به خوبی پیشرفت داشت، جایزه اسکاری که بدست آورده اولین جایزه مهم اسکار برای یک بازیگرزن غیر انگلیسی زبان بود.لورن یکی از مشهورترین بازیگران زن جهان بود و هم زمان به بازی در فیلمهای آمریکایی و اروپایی مشغول بود و با بزرگترین ستارگان مرد سینماکار میکرد. در سال ۱۹۶۴ با بازی در فیلم سقوط امپراطوری رم و دریافت دستمزد یک میلیون دلاری بازی اش را کامل کرد.فعالیت لورن پس از مادر شدنش کاهش یافت و در ۴۰ و ۵۰ سالگی در فیلمهای همچون سفر و روز خاص بازی کرد.در دهه ۶۰ در انتخاب فیلمها وسواس بیشتری به خرج میداد در سال ۱۹۹۱ به خاطر خدماتش به سینمای جهان اسکار افتخاری دریافت کرد و به عنوان یکی از گنجینههای سینمای جهان معرفی شد. در فیلم آماده پوشیدن رابرت آلتمن در سال ۱۹۹۵ هم حضوری موفق داشت.فعالیتهای جاری وی در سال ۲۰۰۳ حضور مختصری در کلیپ موسیقی زندگی آمریکایی مدونا داشت، در سال ۲۰۰۶ هم در مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی تورین پرچم المپیک را حمل کرد در سال ۲۰۰۷ هم در سن ۷۲ سالگی در فیلم تقویم قراربود جلوی دوربین برهنه شود وازاین کار منصرف شد. سوفیا لورن بازیگر سرشناس آمریکایی در طول ۷۲ سال زندگی هنری درحدود۹۰ فیلم به ایفای نقش پرداختهاست از آخرین کارهایش میتوان به حضور در جشنواره ‘’ ونیز'’ به خاطر بازی در فیلم پسرش ‘’ ادواردو پونتی'’ با عنوان ‘’در میان غریبه ها'’ اشاره کرد.
دریافت جوایز ۱۹۵۸به خاطر بازی در فیلم ثعلب سیاه , موفق به دریافت جایزه فستیوال وِنیز شد. پس از جنگ جهانی دوم سوفیا لورن سمبل زن ایتالیائی به ایتالیا بازمیگردد و در افسانه مهم جنگی ویتوریو دسیکا که زندگی و نجات یک مادر و دختر را در جنگ به تصویر میکشد. با نام دو زن باهمکاری جان پل بلموندو ایفای نقش میکند و اولین جایزه اسکارش و جوایز «جشنواره فیلم کن»، «جشنواره فیلم ونیز»و «جشنواره فیلم برلین» را در سال ۱۹۶۰ به واسطه همین فیلم دریافت کرده ودومین جایزه اسکار را ازفیلم ازدواج بسبک ایتالیائی در سال ۱۹۶۴ در یافت میکند و در سال ۱۹۹۱ جایزه اسکار افتخاری رانیز کسب میکند. جشنواره فیلم استانبول جایزه یک عمرفعالیت پرثمرهنری را به «سوفیا لورن»، هنرپیشه قدیمی سینما اهدا کرد. این هنرپیشه اعلام کرد این جایزه را کنارتندیس اسکارش قرار خواهد داد.
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 15:33 |
Fernando Torres بیوگرافی فرناندو تورس

فرناندو جوزه تورس سانز متولد 20 مارچ 1984 در شهر فواِنلابرادای اسپانیا(شهری در جنوب این کشور)و در همسایگی مادرید متولد شد.فوتبالش را از باشگاه نوجوانان اتلتیکو مادرید در سال 1995 آغاز کرد و در 17 سالگی به تیم بزرگسالان این تیم در آمد.اولین بازیش را برای این تیم در مقابل لژانس انجام داد و یک هفته بعد اولین گل خود را در برابر آلباسته به ثمر رساند.لقب او " اِل نینو " است که از زمان بچگی به او داده شده بود. در فصل 02-2001 هنگامیکه اتلتیکو جواز حضور دوباره به لالیگا را بدست آورد ، تورس 17 ساله سال خوبی را در امر گلزنی پشت سر نگذاشت و فقط توانست 6 گل را در 36 بازی به ثمر برساند. سال 2002 اولین فصل حضور تورس در لالیگا ، بالاترین سطح فوتبال اسپانیا بود.تورس در آن سال با زدن 13 گل در 29 بازی توانست اتلتیکو را در جایگاه 12 لالیگا قرار دهد.در فصل 04-2003 تورس گام های بلندتری برداشت و با زدن 19 گل در 35 بازی توانست جایگاه 7امی را برای اتلتیکو بدست آورد و با داشتن فقط 19 سال توانست کاپیتان این شود.وی حضور موفق خود را در فصل های 05-2004 با زدن 16 گل در 38 بازی در لالیگا و 2 گل در 5 بازی رقابت های اروپایی و 06-2005 با زدن 16 گل در 36 بازی ادامه داد و مهاجم اول تیم اتلتیکو بود.بعد از بازی های جام جهانی 2006 قرار بود تورس به چلسی بپیوندد ولی به دلیل حضور اتلتیکو مادرید در رقابت های جام یوفا در سال 07-2006 ، وی تصمیم گرفت یک سال دیگر در تیم اتلتیکو بماند.بعد از اتمام فصل 07-2006 ، باشگاه های آرسنال ، چلسی ، لیورپول و منچستر یونایتد به وی پیشنهاد دادند که سرانجام تورس به تیم لیورپول پیوست تا یکی از شاگردان رافائل بنیتز باشد.در واقع سران باشگاه تصمیم گرفتند که در مقابل به خدمت گرفتن لوئیس گارسیا و دریافت مبلغ 26 میلیون یورو ، تورس به لیورپول برود، تا با این پول بتوانند دیگو فورلان را نیز از باشگاه ویارئال به خدمت بگیرند. وی در 11 آگوست اولین بازی اش را برای لیورپول در مقابل استون ویلا انجام داد و همچنین در 19 آگوست وی اولین گل اش را با پیراهن یوونتوس در برابر چلسی به ثمر رساند.در 23 فوریه همان فصل وی اولین هت تریک خود با پیراهن لیورپول را در برابر میدلزبورو انجام داد و فقط 11 روز بعد یک هت تریک دیگر برابر وستهام انجام داد.در 15 مارچ 2008 وی با گلی که در دقیقه 47 در برابر ریدینگ زد توانست اولین بازیکن بعد از رابی فاولر باشد که بیش از 20 گل در رقابت های لیگ برتر انگلیس زده است.وی نشان داد که می تواند بهترین مهاجم لیورپول در چند سال اخیر باشد.موتور گلزنی لیورپول در فصل جاری روشن است و با حرارت بسیار زیاد کار می کند. افتخارت فرناندو تورس کسب عنوان قهرمانی زیر 16 سال در تورنمنت آلگارو در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا کسب عنوان قهرمانی زیر 16 سال جهان در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 7 گل در 6 بازی کسب عنوان قهرمانی زیر 19 سال جهان در سال 2002 با تیم زیر 19 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 4 گل در 4 بازی بهترین بازیکن زیر 15 سال اروپا در سال 1998

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 20:49 |
بیوگرافی پیتر چک Petr Cech

پیتر چک متولد 20 مِی 1982 در پِلِزن جمهوری چک دارای 197 سانتیمتر قد و پستش دروازبان است.فوتبالش را از تیم ویکتوریا پلزن آغاز کرد اما نه در پست دروازبان بلکه در پست هافبک و فوروارد
از وقتیکه پایش در سن 10 سالگی شکست ، وی پس از بهبود گاه گاه در درون دروازه می ایستاد و کم کم به این پست علاقمند شد.در سن 17 سالگی وی به تیم چِمل بِلسانی در سال 1999 با یک قرارداد رسمی ملحق شد ولی نتوانست در این تیم موفق باشد. بعد از انجام 27 بازی در 2 فصل ، باشگاه آ.ث. اسپارتا پراگ یکی از تیم هایی بود که استعداد پیتر چک را به عنوان یک بازیکن کم سن و سال قبول داشت و با پیشنهاد بالای 700 هزار یورویی برای یک دروازبان با وی قرارداد بست. وی پس از پیوستن به این تیم به سرعت درخشید و فصل بسیار موفقی را با این تیم طی نمود.وی توانست در آن سال رکورد 855 دقیقه بدون خوردن گل را ثبت کند.همچنین درخشش وی در بازی های جام باشگاه های اروپا با این تیم سبب شد که وی مورد توجه باشگاه های بزرگ قرار گیرد.اما وی با تیم رِن فرانسه به نوافق رسید و قرارداد 5 میلیون یورویی را با این تیم امضا کرد که یک مبلغ گزاف برای یک دروازبان در سال 2002 بود.
مسلماً رِن تیم بزرگی در فرانسه نبود ولی به عنوان تجربه در تیمی خارج از کشورش و همچنین به عنوان سکوی پرتابی برای ستاره شدن اش دارای اهمیت بود.بعد از 2 سال در تابستان 2004 وی با قرارداد 10 میلیون یورویی جایگزین کارلو کودیچینی ای شد که در چلسی خوب کار نمیکرد و مسئولین این تیم را ملزم به آوردن دروازبان جایگزین کرده بود تا هم در درون دروازه گزینه ی مناسبی داشته باشد و هم با ایجاد حس رقابت ، انگیزه ی کودیچینی را هم بالا ببرند. پیتر چک خیلی زود و به خوبی توانست جای کودیچی را پر کند و مورد تشویق طرفداران چلسی واقع شود.وی با استفاده از این فرصتی که به وی داده شده بود به جهان نشان داد که چه می تواند بکند. وی همچنین در لیگ انگلیس هم رکورد ثبت کرد و توانست 1025 دقیقه دروازه ی خود را بسته نگه دارد. اوضاع برای پیتر چک داشت خوب پیش میرفت تا اینکه وی در یک مصدومیت شدید از ناحیه جمجمه آسیب دید و مدت ها از میادین دور بود.وی بعد از بهبودی با کلاه مخصوصی به فوتبالش ادامه داد.
پیتر چک هم اکنون اگر بهترین دروازبان دنیا نباشد بین 3 دروازبان برتر جهان به حساب می آید و بسیاری از تیم ها آرزوی داشتن چنین دروازبانی را دارند.
افتخارات پیتر چک
بهترین دروازبان اروپا در رده ی سنی امید همراه با تیم چک در سال 2002
بهترین دروازبان لیگ انگلیس در سال 2005
قهرمانی با تیم چلسی در لیگ برتر انگلیس در فصل های 2004-2005 و 2005-2006
قهرمانی جام اتحادیه انگلیس در سال 2005-2006
قهرمانی جام حذفی انگلیس در فصل 2006-2007
قهرمانی جام اتحادیه در فصل 2006-2007
و ...

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 17:21 |
بیوگرافی کلارنس سیدورف Clarence Seedorf

نام:کلارنس سیدورف (1976-04-01) :تاریخ تولد مکان تولد: پاراماریبو- سورینامی قد:1.76 پست: هافبک مهاجم
باشگاه ها: آجاکس (92-95) 64بازی (11گل) سمپدوریا(95-96) 32(3)
رئال مادرید(96-2000)121 (15)
اینتر میلان(2000-2002) 64(8)
میلان(2002-2008)189(30)
فوتبال حرفی رو از اوایل ده ی نود در در آجاکس آمستردارم شروع کرد و اولین بازی رسمی خود را در تاریخ 29 نوامبر سال 92 انجام داد زمانی که او فقط 16 سال سن داشت .و جوان ترین بازیکن تاریخ باشگاه آجاکس شد. در اولین سال های بازی خود موفق شد با تیم باشگاهی خود در سال 1994 و 1995 دو جام لیگ هلند را بدست بیاورد. همچنین او یک مهره اصلی در قهرمانی آجاکس در جام یوفا سال 95 بود نمایش خیره کننده او در اجاکس باعث شد سال بعد به تیم سمپدوریا برود گرچه در این تیم نمایش موفقی از خود نشان نداد و فقط موفق به زدن 3گل در این تیم شد. فصل بعد در سال 96 به تیم بزرگ رئال مادرید پیوست و این تیم را در گرفتن دوباره قهرمانی لالیگا همراهی کرد.در دومین سال حضور در مادرید در سال 97-98 نقش اساسی در حفظ نتیچه 1-0در مقابل یووه در فینال لیگ قهرمانان داشت و موفق شد برای دومین سال با دو تیم مختلف جام اروپا را کسب کند. در زمان بازی در رئال یک گل فوقالعده از فاصله 45 متری در مقابل اتلتیکو به ثمر رساند . سپس در سال 99-2000 با مبلغ 13میلیون یورو به تیم اینتر ایتالیا رفت . در اینتر به غیر از رسیدن به فینال کوپا ایتالیا که تیمش در فینال 1-0 مغلوب شد افتخار خاصی را برای خودش و تیمش نتوانست کسب کند. البته بسیاری از هواداران اینتر وی را به خاطر به ثمر رساندن 2 گل در بازی مقابل یووه که منجر به تساوی2-2 مقابل این تیم شد فراموش نمیکنند سرانجام او در سال 2002 به تیم میلان ایتالیا پیوست و موفق به کسب قهرمانی در کوپا ایتالیا در سال 2003 شد که میلان این عنوان را پس از 26 سال کسب کرد .در همان سال سیدورف موفق یه کسب سومین قهرمانی در اروپا با سه تیم پیاپی شد که او اولین بازیکن تاریخ فوتبال است که به ابن افتخار نایل شد.در فصل 2003-2004 موفق یه قهرمانی در لیگ ایتالیا شد که این قهرمانی نیز چهارمین قهرمانی وی پس از 2 بار قهرمانی با آجاکس و 1بار با رئال در لیگ بود . سیدورف نقش اساسی در رسیدن میلان به فینال لیگ قهرمانان و بازی در مقابل لیورپول داشت که در نهایت به باخت میلان در پنالتی بعد از مساوی 3-3 انجامید که سیدورف در آن بازی ضربه پنالتی نزد. میلان فصل 2006 را با با بازیکنانی مثل سیدورف- پیرلو- کاکا-گتوسو قدرتمند آغاز کرد ولی در نهایت در مرحله نیمه نهایی در مقابل بارسلونا شکست خورد تا نهایتا بارسلونا بتواند قهرمان لیگ قهرمانان شود. در این فصل میلان نتوانست نتایج قابل توجههی را در سری آ بدست آورد و بازیکنان فقط امید به لیگ قهرمانان داشتند تا بتوانند ناکامی های فصل را کمرنگ کنند.در این جام میلان از دو زوج موفق کاکا و سیدورف سود میبرد که سیدورف توانست با گلزنی در بازی های مهمی همچون بایرن و منجستر در نیمه نهایی جواز حضور میلان را در مراحل بعدی بدست اورد که در نهایت با تعظیم لیورپول به میلان در فینال موفق به کسب قهرمانی دیگر در اروپا شد و سیدورف چهارمین قهرمانی در لیگ قهرمانان را بدست آورد و همچنین بهترین هافبک این تورنومنت بزرگ شد و کفش نقره ای بازی ها را دریافت کرد و بگفته خود کاکا یکی از موثر ترین عوامل در کسب بهترین بازیکن سال بود که نصیب کاکا شد.در همان سال تیم میلان را در کسب قهرمانی در باشگاه های جهان یاری نمود. که اولین بازیکنی باشد که این عنوان را برای 2 بار با دو تیم رئال و میلان کسب کرده باشد. او صدمین بازیش را در لیگ قهرمانان در مقابل سلتیک انجام داد. افتخارات با تیم های مختلف:
1998, Real Madrid FIFA Club World Cup: 1 2007, AC Milan UEFA Super Cup:2 2003, AC Milan 2007, AC Milan UEFA Champions League: 4 1994/95, Ajax 1997/98, Real Madrid 2002/03, AC Milan 2006/07, AC Milan Dutch Super Cup: 2 1993, Ajax 1994, Ajax Spanish Super Cup: 1 1997, Real Madrid Italian Super Cup: 1 2004 AC Milan Dutch championship: 2 1993/94, Ajax 1994/95, Ajax Spanish Championship: 1 1996/97, Real Madrid Italian Championship: 1 2003/04, AC Milan Dutch Cup: 1 1992/93, Ajax Italian Cup: 1 2002/03, AC Milan همچنین پله او را در بین 125 بازیکن تاریخ جهان قرار داده است
بهترین بازیکن جوانان لیگ هلند(1993) بهترین بازیکن جوانان لیگ هلند(1994) بازیکن منتخب در تیم منتخب جام یوفا(2002) منتخب فیفا 100(2004) بهترین هافبک لیگ قهرمانان(2006) کفش نقره ای در باشگاه های جهان(2007) قرار گرفتن در تیم منتخب قرن رئال مادرید(2008) جایزه تورتا بهترین ورزشکار اروپا(2008) Intercontinental Cup: 1

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 14:10 |
بیوگرافی ون پرسی Van Persie

«رابین ونپرسی» مهاجم باشگاه آرسنال متولد ششم آگوست ۱۹۸۳ در شهر «روتردام» هلند است ولی علاوه بر این پست میتواند در جناحین زمین هم بازی کند و در هلند همیشه این پست را داشته است. او متخصص ضربههای آزاد است. ● زندگینامه رابین در منطقه «کرالینگن» در شرق روتردام بزرگ شد. مادرش آموزگار و پدرش یک هنرمند مجسمهساز بود ولی پدرش پس از جدایی از همسر او را به تنهایی بزرگ کرد. او اصلیت بوسنیایی دارد. رابین در منطقه خشن و شلوغ کرالینگن بزرگ شد و به همین خاطر ناهنجاریهای رفتاری متعددی از خود بروز میداد. آن موقع رابین ۱۴ سال داشت و تقریبا هر روز از کلاس اخراج میشد و باید در راهروی مدرسه میایستاد. در آن زمان بود که با «موش» سرایدار مدرسه که چهل و چند سال داشت دوست شد. آنها اختلاف سنی زیادی داشتند ولی خیلی خوب یکدیگر را درک میکردند. ونپرسی میگوید: «موش به من میگفت بچهها در سن چهارده یا پانزده سالگی دوست دارند از همه چیز سر در بیاورند و به کلوپ بروند. من این را درک میکنم ولی این جور جاها، جاهای بدی هستند. من به او اعتماد داشتم. او خیلی باهوش بود از همان زمان بود که به فوتبال روی آوردم و وضعیت تحصیلیام بهتر شد. دیگر معلمها مرا به خاطر بددهنی و شلوغکاری از کلاس بیرون نمیانداختند. عاقل شده بودم و احترام معلمها را نگه میداشتم.» ونپرسی الان هم آدم پرخاشگری نیست ولی هر ازگاهی کارت زرد میگیرد. در یکی از بازیهای آرسنال، ونگر که از رفتار او عصبانی شده بود در فاصله بین دو نیمه به رابین چیزی گفت که رویه او را تغییر داد. او خود میگوید: «ونگر سرم داد نکشید. حرف بدی هم به من نزد فقط یک جمله به من گفت. او گفت: اگر میخواهی به اوج برسی باید چیزی را در خودت تغییر بدهی. گفتم باشد. چه چیزی را باید عوض کنم؟ او جواب داد: من نمیگویم، خودت جواب را پیدا کن. آن روز خیلی در این مورد فکر کردم. با خود گفتم من از فوتبال چه میخواهم؟ ونگر خیلی باهوش است. او میدانست اگر خودش جواب را میگفت، ظرف یک هفته من آن را فراموش میکردم ولی با این کار باعث شد تا آخر عمرم حرفش را از یاد نبرم. از همان زمان تصمیم گرفتم برای موفقیت هر کار مثبتی را انجام بدهم. دیگر بیشتر سر تمرین میرفتم و با دقت به بازی بازیکنان قدیمیتر نگاه میکردم و سعی میکردم تحملم را بالا ببرم. همین کار باعث شد خیلی بیشتر از قبل حرفهای شوم.» «رابین ونپرسی» در سال ۲۰۰۵ با «بشرا» یک دختر هلندی مراکشیتبار ازدواج کرد. «بشرا» همواره پشتیبان رابین بوده است و در کنار او زندگی شیرینی را میگذراند. آنها در روز ۱۶ نوامبر ۲۰۰۶ صاحب پسری به نام «شاکوییل» شدند. «شاک» به گفته رابین معنا و مفهوم زندگی است. این کوچولوی ده ماهه، شیرینی زندگی مشترک او و همسرش را صد چندان کرده است. رابین خانهای در «همستد» در نزدیکی لندن دارد. «همستد» با «کرالینگن» خیلی متفاوت است ولی «ونپرسی» به همراه همسر و پسرش در آن جا زندگی میکنند و خانهای هم در همان نزدیکی دارد تا هر وقت پدرش به دیدنشان آمد در آن جا ساکن شود. رابین میگوید: «روش آرسنال در مراقبت از بازیکنانش باورنکردنی است. آنها مراقب خانواده بازیکنان هم هستند. مواظب هستند محل زندگی آنها امن و بیدردسر باشد و همیشه چند نفر به طور نامحسوس مراقب آنها هستند.» او قبلا خیلی تنقلات و غذاهای آماده میخورد ولی حالا میگوید: «همسرم دیگر کیک نمیخورد چون میداند ونگر با این چیزها مخالف است. همبرگر که اصلا حرفش را نزن. فکر نمیکنم تا وقتی در آرسنال هستم چشمم به یک همبرگر بخورد ولی من همیشه عاشق این چیزها بودهام. با این حال راضی هستم. در این باشگاه هر کسی میداند باید بیشتر از باشگاه سابقش تلاش کند. من فکر میکردم در بهترین باشگاه دنیا هستم. همتیمیهای دیگرم هم همین فکر را میکردند ولی حالا همهمان میدانیم که آرسنال از تمام باشگاهها بهتر است.» ونپرسی و همسرش زندگی آرامی دارند ولی در سال ۲۰۰۵ اخبار تکاندهنده رسانهها و مطبوعات سعی در متلاشی ساختن این کانون کرد. داستان از وقتی آغاز شد که ملکه زیبایی کشور هلند از ونپرسی شکایت کرد و فردای آن روز نام او در تمام مطبوعات معروف و گمنام هلند دیده میشد. ● تقصیر ربهکا لوس است همسر ونپرسی به همه ثابت کرد به هیچ قیمتی پشت شوهرش را خالی نمیکند. او درباره اتهام همسرش گفت: این هم درست مثل همان بازی «ربهکا لوس» است. او این بازی را اختراع کرد. با وجود تمام اخبار ضد و نقیض درباره «ساندرا بوما» ۲۱ ساله به وسیله رابین ونپرسی و زندانی شدن او به خاطر شکایت ملکه زیبایی هلند، «بشرا» همسر ونپرسی از شوهرش به شدت حمایت کرد و گفت: «من و رابین عمیقا عاشق یکدیگر هستیم و این شایعات تغییری در احساسمان ایجاد نمیکند. این حرفها بیمعنی است. من به رابین گفتم اصلا نگران نباشد چون اگر تمام دنیا هم او را متهم بدانند من باز هم به او اعتماد کامل دارم.» او در ادامه مصاحبهاش با «میرور» افزود: «تمام اینها شایعه است. من به این حرفم اعتماد دارم. هیچ چیز و هیچکس نمیتواند زندگی مشترکمان را ویران کند. ربهکا لوس میگفت با دیوید بکام هم رابطه داشته ولی کاپیتان انگلیس همیشه این ادعا را رد کرده است. این یک بازی برای اخاذی و مشهور شدن است و حالا نوبت شوهر من رسیده است. فقط میگویم به رابین دویست درصد اعتماد دارم. من این زن را نمیشناسم و نمیخواهم چیزی درباره او بدانم.» «بشرا» در ادامه مصاحبه اظهار داشت: «آن شب رابین به رستوران رفته بود. من میدانم محیط رستورانهای شبانه چگونه است. هر وقت من و او با هم به چنین جاهایی میرویم، مردم دنبال رابین راه میافتند و دخترها دورش جمع میشوند و اصلا برایشان مهم نیست من همراه او هستم. رابین همیشه به این وضعیت میخندید و حلقه ازدواجش را به آنها نشان میداد.» ونپرسی خیلی زود تبرئه شد و به خاطر عدم وجود هیچگونه مدرک جرم قابل استنادی آزاد شد.

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 14:1 |
بیوگرافی دروگبا Drogba

روز يازدهم مارس 1978 در شهر «ابيجال» در ساحل عاج به دنيا آمد. او دوران كودكي را در زادگاهش ساحل عاج و فرانسه گذراند. دوستان و خانواده، او را «تيتو» صدا ميزدند. تيتو در پنج سالگي كشورش را ترك كرد و به شهر «برست» در بريتاني رفت. دروگبا بيشتر عمر خود را در نقل و انتقال گذرانده است. بيشترين زماني كه يك جا زندگي كرده پنج سال بوده و آن پنج سال ابتداي زندگياش در ساحل عاج ميباشد. از آن زمان تاكنون بيش از چهارده شهر عوض كرده است. او تمام اين چهارده شهر را به ياد دارد ولي هيچ يك از اين نقل و انتقالات براي او به يادماندنيتر از اولين سفرش به فرانسه نيست. والدين دروگبا به خاطر مشكلات مالي نميتوانستند همراه پسرشان به فرانسه سفر كنند. دروگبا در حالي كه از پنجره به هواي باراني چلسي نگاه ميكند آن روز آفتابي غم گرفته را به خاطر ميآورد و ميگويد: كاملا يادم هست. مجبور بودم تنها سفر كنم. فقط پنج سالم بود يادم ميآيد يك پلاكارد كه اسمم روي آن نوشته شده بود دور گردنم قرار داشت. مهماندار از من مراقبت ميكرد. خيليخيلي سخت بود. وقتي به فرانسه رسيدم هر روز گريه ميكردم. نه به خاطر اينكه در فرانسه بودم بلكه به اين خاطر كه آن همه از پدر و مادرم فاصله داشتم. دلم برايشان خيلي تنگ شده بود. ديديه سه فصل به همراه عمويش از باشگاهي به باشگاه ديگر ميرفت و در كنار فوتبال به درس ومدرسهاش هم ميرسيد. او پس از سه سال دوري از كشور در هشت سالگي به آغوش خانوادهاش برگشت. ديديه سه سال متمادي پدر و مادرش را نديده بود پس از بازگشت به شهرش، دوستانقديمياش را دوباره ديد. او و دوستانش با هم مسابقه فوتبال ترتيب ميدادند و در يك محوطهپاركينگ در نزديكي خانهشان بازي ميكردند. سه سال ديگر هم گذشت و در سال 1989 كشور گرفتار بحران اقتصادي شديدي شد. پدر و مادر ديديه قربانيان اين بحران شدند و كار خود را از دست دادند. آنها تصميم گرفتند به خاطر آينده پسرشان دوباره او را به فرانسه بفرستند تا زيرنظر عمو ميچل اميچل گوبا كه يك فوتباليست حرفهاي بود به تمرينات فوتبال بپردازد و ديديه بار ديگر به شمال فرانسه رفت و در همان جا بود كه ديديه به نخستين باشگاه حقيقي خود پيوست. اوايل در دفاع راست بازي ميكرد ولي عمويش از اين موقعيت راضي نبود. ميچل گوبا به ديديه ميگفت:«تو آن عقب چه كار ميتواني بكني؟ مردم فقط به مهاجمها نگاه ميكنند.» ديديه جوان به توصيه عمو گوش كرد و از آن پس مهاجم وسط تيم شد. او اول در ابويل و بعد در توركوئين بازي ميكرد و هر جا عمويش ميرفت او هم به اجبار با او ميرفت. در سال 1991 در حالي كه تيتو ديديه سيزده سال داشت به بريتاني برگشت. در همان سال بود كه پدر و مادر ديديه هم تصميم گرفتند به فرانسه نقل مكان كنند. ديديه كه در آن زمان به سن نوجواني رسيده بود بدون اينكه بداند، نظم زندگياش را فراموش كرد و ناگهان دريافت او كه زماني شاگرد اول كلاس بود حالا يك سال رفوزه هم شده است. پدر و مادرش بلافاصله عكسالعمل نشان دادند و يك سال او را از بازي فوتبال محروم كردند. در سال 1993 به شهري در نزديكي پاريس رفتند و او به همراه شش خواهر و برادرش در يك خانه سكني گزيدند. ديديه در آن زمان 15 سال داشت. در همان سال بود كه با باشگاه siolaveL پيوست و پس از امضاي قرارداد با اين باشگاه در حومه پاريس بود كه كمكم ديديه دروگباي جوان توانست نام خود را به گوش دنياي فوتبال برساند. آغاز بازي حرفه اي: ديديه در siolaveL خيلي زود تحت نظر و تعليم «سربنكو رپسيس» مربي سابق اهل يوگسلاوي كه مربي فني باشگاه بود قرار گرفت و از همان ابتدا خيلي خوب ظاهر شد. رپسيس درباره او ميگويد: «او مثل همتيميهاي ديگرش شبها به كلوپهاي شبانه نميرفت. خيلي عاقل بود. با استعداد هم بود.» مرد جوان ساحل عاجي خيلي زود توجه پاريس را به خود جلب كرد. او ستاره تيم فوتبال زير هفده سال با مربيگري كريستين پورنين شد. اين مهاجم سياهپوست در دو فصل متوالي سي گل به ثمر رساند و آنقدر خوب كار كرد و حس اعتماد مربيان را برانگيخت كه سال بعد او را عضو تيم اول باشگاه كردند. مهاجم خوش تكنيك: ديديه همچنان شاگردي ميكرد و به ويژه ميآموخت كه صبور و پرحوصله باشد و به تصميمات مربي احترام بگذارد. با اينكه از نظر «رپسيس» بهترين بازيكن تيم بود ولي مربي جديدش به او اعتماد كافي نداشت و بيشتر اوقات بايد روي نيمكت ذخيرهها مينشست. او در يك بازي فقط ده دقيقه وارد زمين شد ولي در همان مدت كوتاه يك گل روانه دروازه كرد. با اينكه زمان كمي را در زمين ميگذراند و كمتر فرصت داشت هنرهاي خود را به نمايش بگذارد ولي باز هم علاقه و توجه باشگاههايي مثل «گوينگام»، «لمنس»، «لنس» و «پاري سن ژرمن» را جلب كرد. در همان زمان براي نخستين بار به طور جدي مصدوم شد. در يكي از بازيها پاي ديديه شكست و در گچ رفت اما اين شكستگي پا باشگاه لمنس را از خريد او منصرف نكرد و آنها با وجود مصدوميت، خواهان اين مهاجم بودند. بدين ترتيب بود كه ديديه چمدانهايش را بست و به منطقه «سارت» فرانسه رفت و در نوزده سالگي يك فوتباليست حرفهاي شد. دروگبا در تيمهاي «لمنس»، «گوينگام» و «المپيك مارسي» بازي حرفهاي كرد و سرانجام در سال 2004 به تيم مطرح چلسي راه يافت. او در اواخر فصل بازيهاي آن سال با قيمت 24 ميليون پوند كه در زمان خود بيشترين قيمت محسوب ميشد به چلسي پيوست و پس از آن بود كه شوچنكو با سي ميليون پوند به اين باشگاه رفت و ركورد دروگبا را شكست. دروگبا هنوز هم در مارسي طرفداران بسياري دارد. تماشاچيان فوتبالدوست آن باشگاه هنوز هم نام او را فرياد ميزنند و پيراهنش در سالن باشگاه مارسي بر ديوار است. يك فوتباليست محبوب: مردم ساحل عاج عاشق دروگبا هستند هر بار كه به وطنش باز ميگردد، خبرنگاران و مردم او را محاصره ميكنند و خبر رسيدن او اولين اخبار راديو و تلويزيون ميشود. «دروگبا سايت» كه به معناي «دروگبا شدن» است يك پديده فرهنگي است كه به خاطر او ساخته شده است. او ميگويد: «دروگبا سايت! آن موسيقي درباره من است. درباره موفقيتهاي من در چهار سال گذشته يعني از زمان اولين حضورم در تيم ملي. ارتباط خاصي بين موسيقي و فوتبال وجود دارد. موسيقي دروگبا سايت هنوز هم محبوب است. من هم آن را خيلي دوست دارم و به آن احتياج دارم. به خصوص قبل از مسابقات مهم حتما به آن گوش ميدهم. در چلسي هميشه قبل از شروع بازي در اتاق رختكن به آن گوش ميدهم.» ديديه دروگبا يكي از خريداران عمده پيراهن چلسي است. او ميگويد: «از فروشگاههاي چلسي بپرسيد آنها به شما ميگويند كه من همه پيراهنهايشان را ميخرم! هر وقت به ساحل عاج برميگردم هميشه بايد يك عالمه پيراهن با خودم ببرم چون تمام دوستان و اقوامم از من پيراهن چلسي را ميخواهند.» زندگي خصوصي: سال 1999 سال بزرگي براي دروگبا بود. در آن سال او و همسرش «الا» زني اهل «مالي» كه دروگبا اولين بار او را در پاريس ديد با يكديگر ازدواج كردند. او ميگويد: تولد پسرم «ايزاك» نقطه عطفي در زندگي من بود كه به من قدرت داد. دروگبا اكنون سه فرزند دارد و مايل نيست كه آنها هم مثل او هميشه در حال تغيير مكان از شهري به شهر ديگر باشند. انگليس كشور محبوب دروگباست. او تمايل دارد پس از پايان فوتبال حرفهاي در انگليس بماند. به نظر او هيچ جايي بهتر از انگليس نيست و در اين رابطه ميگويد: «وقتي از شهري خوشم بيايد ديگر دوست ندارم از آن جا بروم. بچههايم هم انگليس را دوست دارند.» پسرش ايزاك طرفدار تيم آرسنال است چون تيهري آنري بازيكن محبوب او در آن بازي ميكرد. دروگبا به فرزندانش علاقه زيادي دارد و ميگويد: وقتي هر روز صبح بيدار ميشوم و صداي بچههايم را ميشنوم كه دور و برم به زبان انگليسي حرف ميزنند لذت ميبرم. بايد اعتراف كنم انگليسي حرف زدن آنها از من خيلي بهتر است. امروزه چندين فوتباليست معروف، كتاب زندگي خود را منتشر كردهاند ولي آيا زندگينامه دروگبا هم چاپ ميشود؟ دروگبا پاسخ ميدهد: «بله، من به اين كتاب فكر ميكنم. خيلي چيزها دارم كه در آن بنويسم. از ساحل عاج تا انگليس خيلي اتفاقات براي من افتاده است ولي مطمئن نيستم چه وقت اين كار را ميكنم. شايد اين كتاب را بعدها يعني وقتي فوتبال را كنار گذاشتم بنويسم.» دروگبا پس از خداحافظي از فوتبال چه خواهد كرد؟ پاسخ دروگبا به اين سوال هم، چنين است: «در اين مورد هم خيلي فكر كردهام. نميخواهم تا سي و چهار سالگي صبر كنم و بعد تازه به فكر آينده خود و خانوادهام بيفتم. اگر بشود ميخواهم مربي شوم ولي ميدانم كه همسرم زياد با اين تصميم من موافق نيست اما خودم دوست دارم.» دروگبا محبوبيت زيادي دارد. او سفير افتخاري سازمان ملل هم هست و مشكلات و وضعيت زندگي مردم كشورش را به گوش مسئولان ميرساند. ديديه دروگبا دوستان قديمي خودش را هنوز فراموش نكرده و هر وقت فرصتي پيدا كند و به ساحل عاج برود سري هم به آنها ميزند و دلشان را شاد ميكند. او مسيري سخت و طولاني را سپري كرده است. مسيري از ساحل عاج، اين كشور فقير آفريقايي كه پدر و مادرش در آن كارمند ساده بانك بودند تا انگليس كه خود هم اكنون در آن يك سوپراستار ميدان فوتبال است. او به خودش قول داده است كه نه تنها در عالم فوتبال بلكه در دنياي كوچك خانواده خودش هم سوپراستار باشد و آنها را تنها نگذارد.

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 13:57 |
بيوگرافي كروت راسل Kurt Russell
تاریخ و محل تولد:
متولد 17 مارس 1961 در ايالت ماساچوست امريكا
نام اصلی:
Kurt Vogel Russell
قد:
(1.78 m)
بخشی از بیوگرافی:
از ده سالگي با بستن قرار داد با كمپاني والت ديزني پابه عرصه هنر سينما گذاشت و براي اولين بار در يك فيلم تلويزيوني بازي كرد.او همچنين بازيكن ليگ دسته دو بيسبال در امريكا بود و شباهت عجيب وي به يكي از قهرمانان همين رشته باعث شد كه وي در فيلمي بر اساس زندگي او بازي كند . و گامي بلند در رسيدن به چهره اي سرشناس را طي كند.
فیلم شنلسی:
دنبالم بياييد بچه ها 1969
شكارچيان جاسوس 1968
اسبي در لباس خاكستري 1968
مجري پاپتي 1971
رژه احمق ها 1971
سوپر بابا 1973
فرشتگان چارلي 1973
قويترين مرد دنيا 1975
ماشين هاي دسته دوم 1980
از نيويورك 1981
چوب ابريشم 1983
مشكل بزرگ در چين بزرگ 1986
مردم زمستان 1989
تانگو و كش 1989
ورود غير قانوني 1992
كاپيتان ران 1992
معبد سنگي 1993
دروازه ستارگان 1995
تصميم اجرايي 1996
از لس آنجلس 1997
شكست 1997
سرباز1997
3000 مايل تا گريسلند 2001
آسمان وانيلي 2001
بين ايالتي شصت 2002
آبي تيره 2002
معجزه 2004
تومبستون 2004
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 12:16 |
بیوگرافی استن لورل Stan Laurel

نام واقعي استن لورل آرتور استنلي جفرسن Arthur Stanley Jefferson بود.متولد شانزدهم ژوئن 1890 در يولورستون در لانکشاير انگلستان.
پدرش بازيگر ونمايشنامه نويس ومدير تئاتري مشهور بودکه طبعاٌ استن نيز به اين راه کشيده شد.او نخستين نخشش را در16 سالگي در گلاسکو با نام استن جفرسن بازي کرد.ووقتي در سن16 سالگي بود مدرسه را ترک کرد وبا پدرش در تئاتر مشغول کار شد.
نحوه ي پيوستن لورل به سينما نيز جالب بود.او در انگلستان به گروه فرد کارنو پيوست ودر 1910 با آنها در معيت چاپلين به آمريکا سفر کرد.آغاز بازي او در سينما از سال 1917 وبا فيلم دو حلقه اي مفقود((سگ خوشبخت))بود که در آن نقش کوتاهي داشت ونقش مقابلش را هم هاردي بازي مي کرد
بعد از بازي در اين فيلم استوديو يونيور سال با استن قراردادي براي يک سري فيلم کوتاه منعقد کرد.
نام بعضي از فيلم هاي کوتاه استن لورل
سربازان 1920
خون وشن 1922
دکتر پرايد ومستر هايد 1925
لورل قبل از تشکيل زوج با هارديدر 76 فيلم بازي کرده بودو براي خود کمدين موفق به حساب مي آمد
دوران نوين کارنامه ي لورل از1926 وپس از امضاي قرار دادي با هال روچ آغاز شد.
در آخر در 24 فوريه سال1965 به دنبال يک حمله ي قلبي سرانجام چشم از جهان دوخت.

فیلم شناسی:
شلوار پوشاندن به فيليپ 1926
نبرد قرن 1927
بگذار بخندند 1928
شيپور زن لعنتي 1928
سرقت جنايي 1928
مردان جنگي 1929
تجارت بزرگ 1929
ني ني کوچولو ها 1930
جغد هاي شب 1930
همسر ما 1931
دوستان 1931
ما را ببخشيد 1931 اولين فيلم بلندشان
فضول ها 1932
جعبه ي موسيقي 1932 برنده تنها اسکار شان
پسران صحرا 1933
برادران شيطان 1933
غزل خداحافظي 1934
بچه ها در سرزمين اسباب بازي 1934
روابط ما 1936
دختر کولي 1936
به سوي غرب 1937
کله پوک ها 1938
احمقي در آکسفورد 1940
زنو بيا(يا فيل ها يا فيل ها هرگز فراموش نمي کنند) نخستين اشاره هاي جدايي زوج لورل وهاردي که فقط هاردي بود 1939
به شکار ارواح مي رويم 1942
اساتيد رقص 1943
نگهبانان حمله هوايي 1943
از سوپ تا دسر
احمق ها در دريا
باني اسکاتلند
دردسر سوراخ
سربازان زيبا
متخصصان خرده کاري
لحظه شاهانه آنها
زير صفر
دختر سوييسي
بيمارستان ايالتي
سوپ اردک
شغل کثيف
بزن بريم
بستگان ما
گشت نيمه شب
شامپانزه

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 0:20 |
بیوگرافی الیور هاردی Oliver Hardy
|
نام : الیور نورل هاردی
محل تولد :هارلم جورجیا
تاریخ تولد :18 ژانویه 1892
تاریخ مرگ:7 آگوست 1957 در سن 65 سالگی
اسم مستعار:
Babe
قد:
(1.85 m)
الیورنورل هاردی در 18 ژانویه 1892 در هارلم جورجیا به دنیا آمد مادر و پدرش اسکاتلندی بودند ،پدر الیور هاردی در جنوب جورجیا سر کارگر خطوط راه آهن بود و راه اندازی خطوط بین شهرهای جورجیا را به عهده داشت . او در سال 1890 با امیلی مادر الیور که بیوه بود ازدواج کرد که در واقع دومین ازدواجش بود. امیلی 4 فرزند داشت که با ورود الیور جمع بچه ها به 5 رسید . الیور در کودکی بسیار شیرین و با مزه بود . خواهر و برادرهای نا تنی اش او را دوست داشتند و او را نورل خطاب می کرند . وقتی 10 ماهه بود در 23 نوامبر 1892 پدرش به طور ناگهانی از دنیا رفت و مادرش زندگی را به تنهایی اداره می کرد . لذا برای سیر کردن شکم بچه ها در یک هتل در جورجیا مشغول به خدمتکاری شد.اما بد شانسی آورد و اخراج شد و به ناچار همراه خانواده به سوی آتلانتا حرکت کردند و به امید یافتن کار در آنجا سکنی گزیدند . امیلی خوشبختانه توانست در یکی از هتلهای آتلانتا کار بیابد . نورل همیشه دنبال مادرش بود زیرا کوچکترین عضو خانواده به شمار می رفت . او از کودکی به آواز خوانی علاقه داشت . در هتلهایی که مادرش کار می کرد ، آواز می خواند . صدای دلنشینی هم داشت.او مهمانان و مسافران هتل را سرگرم می کرد و آن ها هم برای تشویق او پول یا هدیه می دادند. وقتی امیلی علاقه و استعداد او را دید نورل 8 ساله را در مدرسه موسیقی آتلانتا ثبت نام کرد.
نورل علاوه بر موسیقی به ارتش و نظامی گری علاقه مند بود . او می خواست وارد ارتش شود اما خواهر ناتنی اش الیزابت او را تشویق کرد تا در همان مدرسه موسیقی بماند. او تا سال 1910 در مدرسه موسیقی به تحصیل پرداخت . در آن زمان نادرش در هتل بالدوین سرپرست خدمتکاران شده بود.
نورل در یک تئاتر متحرک (سینمای ابتدای آن زمان ) مسئول راه اندازی و پروژکتور شد . همچنین آواز هم می خواند به دلیل داشتن صدای صاف و دلنیشینش عضو گروه آماتوری به نام قرن بیستم شد . همان زمات نام الیور را که نام پدرش بود برای خود گزید . اما خانواده اش او را نورل صدا می کردند. مادرش از اینکه می دید فرزندش در موسیقی موفق است خوشحال بود.
مادرش می گفت :نورل کودکی بیش نبود که با هم نزدیک فال بین رفتیم . فال بین به او گفت روزی فرا رسید که نامت آوازه جهان خواهد شد. تو به زودی محبوب همگان در سراسر عالم می شوی.
او در سال 1913 به فلوریدا رفت و در چند فیلم کوتاه بازی کرد و همچنین در کلوب های شبانه نمایشهایی همراه با آواز و رقص برگزار می کرد.
او در سن 21 سالگی با مادلین سالوشین آشنا شد .او نیز آواز خوان اپرا و نوازنده پیانو بود ،به این ترتیب اولین ازدواجش صورت گرفت.
مدتی در فلوریدا زندگی می کرد و لقب babe را بر خود گذاشت او در این زمینه چنین نظری داشت در فلوریدا وقتی در تئاتر کار می کردم ،برای کوتاه کردن موهایم به یک سلمانی نزدیک محل کارم می رفتم صاحب سلمانی یک مرد ایتالیایی بود که با لهجه خاصی انگلیسی حرف می زد . با هم دوست شده بودیم . او وقتی موهایم را کوتاه می کرد و صورتم را اصلاح می نمود به من می گفت nice babe یعنی خوب شدی بچه . از همان زمان دوستانم مرا بچه صدا می زدند .
الیور قد بلند و درشت هیکل بود 185 سانتی متر و قد و 136 کیلو وزن داشت. به گفته خودش خانواده اش درشت هیکل بودند. او با قیافه ای بشاش و خنده رو ،صورتی گشت آلود و شکمی بزرگ می توانست کمدین خوبی باشد .اما هیچگاه نمی توانست در نقش های منفی بازی کند زیرا صورتی مهربان و خونگرم داشت.
الیور در فلوریدا متولد شد. او در سال 1916 در به نیوجرسی سفر کرد و در کمپانی فیلم سازی کینگ بی استخدام شد و به همراه گروه فیلم سازان به کالیفرنیا رفت تا در آنجا فیلم بازی کند . او در سال 1919 در جنوب کالیفرنیا سکنی گزید و فیلم های تجاری بازی کرد . در همانجا بود که به طور اتفاقی با استن لورل آشنا شد و به دلیل متضاد بودن اندامش توانستند در کنار یکدیگر طنز پردازان خوبی باشند و مورد توجه قرار گیرند.لذا آن دو در فیلم سگ خوش شانس در واقع اولین فیلم شان بازی کردند و مورد تشویق مردم قرار گرفتند.
این فیلم نقطه عطفی برای آشنایی این دو یکدیگر شد.این دو فهمیدند بهتر است در کنار هم به خلق فیلم های کمدی بپردازند.
الیور با همسرش اختلاف سلیقه داشت لذا در سال 1921 از هم جدا شدند و با میرتل لی آشنا شد و ازدواج دومش پذیرفت. در سال 1926 الیور و استن یک قرار داد طولانی مدت با استودیوی هال روچ در هالیوود امضا کردند که سوپ اردک دومین فیلم شان بود. تا سال 1929 آن دو کمدین در 13 فیلم خلق کردند . بعضی از فیلم هایشان صامت بود . متاسفانه الیور در دومین ازدواجش هم شانس نیاورد . میرتل زنی بی بند و بار و شراب خوار بود و بیشتر وقتش را در کافه ها می گذراند. از این رو الیور تصمیم به جدایی گرفت. او در آن زمان با ویولا مورس آشنا شد در سال 1931 استن و الیور در فیلم ما را ببخشید بازی کردند.
در سال 1932 فیلم جعبه موسیقی را ساختند و هنر نمایی نمودند.این فیلم به دلیل بازی طبیعی و بی نظیر کمدی استن و لورل جایزه اسکار را دریافت کرد.
از سال 1926 تا آن زمان لورل و استن بی وقفه در کنار هم کار کردند. 7 سال کار پر در پی آن دو را خسته و تصمیم گفتند به سفر بروند.الیور به انگلیس رفت و از آنجا به اسکاتلند . سرزمین پدرش سفر کرد . او علاقه ای خاصی به بازی گلف داشت . او در مدت سفرش توانست مدتی به ورزش گلف بپردازد . میرتل خود را به الیور رساند و تلاش کرد که رضایت او را جلب کند و با هم آشتی کنند . الیور هم به شرط اینکه میرتل دست از میخوارگی بردارد. زندگی مشترکشان را از سر گرفتند و با هم یک کشتی بخار به نیویورک رفتند. الیور در طی سفرش مورد استقبال مردم به ویژه خبرنگاران قرار گرفت . او فهمیده بود که دیگر یک ستاره سینما کمدی شده است.و از این موضوع خوشحال بود او به هر شهری که می رسید جمعیت زیادی برای دیدنش می آمدند و او را تمجید می کردند. مسافرت الیور 6 هفته به طول انجامید . او در این سفر متوجه شد که چه قدر به استن لورل علاقه دارد و نمی تواند حتی یک لحظه بدون او زندگی کند. در مدت 12 سال کار با یکدیگر یک رابطه صمیمی و دوستانه میانشان به وجود آمده بود.ان دو جدا از همکاربودن مانند دو برادر یکدیگر را دوست داشتند و به هم احترام می گذاشتند.
آن دو روز به روزمیان مردم مشهورتر می شدند و طرفداران زیادی پیدا می کردند به گفته میرتل الیور اصلا حس نمی کرد فردی کمدی باشد اما ذاتا حالنی طنز داشت.
در سال 1935 الیور و استن در چهار فیلم نقش آفریدند . هنوز الیور با میرتل زندگی می کرد اما میرتل به قولش عمل نکرد و دوباره دست به مشروب خواری زد و به مکانهای نامناسب رفت و آمد داشت. مردم او را به عنوان همسر الیور می شناختند و از دیدن او ناراحت می شدند الیور هم شرمنده بود از این رو سرانجام در سال 1937 به طور رسمی از هم جدا شدند.
در سال 1938 به بعد در دو فیلم احمقها در آکسفورد و دو بد شانس در هواپیما را بازی کردند که یکی از جالب ترین فیلم هایشان محسوب می شد.علیرغم اینکه همه فکر می کردند الیور با ویولامورس ازدواج می کنتد اما در سال 1940 هنگام تمرین فیلم احمقها در دریا با لوسیلا هنرپیشه هالیوود آشنا شد و با هم ازدوج کردند و در واقع این ازدواج بهترین ازدواج الیور بود.
استن و الیور همچنان با هم کار می کردند . آن دو با کمپانی فوکس قرارداد بستند و به همراه گروه خود به اروپا سفر کردند . ابتدا به انگلیس رفتند و سپس به پاریس و در آنجا مرود استقبال گردم مردم روبرو شدند.بعد به هلند و در نهایت به سوئد سفر کردند و به هر کجا که پا می گذاشتند شادی و خنده را به ارمغان می آوردند.
در سال 1952 الیو.ر بیمار شد . درد در ناحیه چپ بدنش زندگی را برایش مختل کرده بود . لذار الیور و استن مجبور شدند به آمریکا بازگردند و به این ترتیب مسافرتشان 9 ماه طول کشید. او در می 1954 دچار حمله قلبی شد و پزشکان به او توصه کردند که رژیم غذایی بگیرد.در 14 سپتامبر 1956 دوباره دچار حمله قلبی شد و حالش رو به وخامت رفت او حتی نمی توانست تکلم کند. در خانه بستری شد لوسیلا در کنارش بود. او در آگوست 1957 دچار چند حمله پی در پی قلبی شد و به حال کما رفت و دیگر چشم باز نکرد. الیور هاردی در 7 آگوست 1957 در سن 65 سالگی دیده از جهان فروبست و او را در باغ والهالا در قسمت شمالی هالیوود در قسمت هنرمندان دفن کردند. در مراسم تدفینش استن لورل بسیار بی تابی می کرد. او بهترین دوست و همکارش را از دست داده بود . البته استن لورل نیز در آن زمان از ناراحتی فلبی رنج می برد و پزشکان او را منع کردند که در مراسم تدفین الیور شرکت کند. اما استن لورا نمی توانست مرگ دوستش را فراموش کند. |
|
فیلم شناسی:
شلوار پوشاندن به فيليپ 1926
نبرد قرن 1927
بگذار بخندند 1928
شيپور زن لعنتي 1928
سرقت جنايي 1928
مردان جنگي 1929
تجارت بزرگ 1929
ني ني کوچولو ها 1930
جغد هاي شب 1930
همسر ما 1931
دوستان 1931
ما را ببخشيد 1931 اولين فيلم بلندشان
فضول ها 1932
جعبه ي موسيقي 1932 برنده تنها اسکار شان
پسران صحرا 1933
برادران شيطان 1933
غزل خداحافظي 1934
بچه ها در سرزمين اسباب بازي 1934
روابط ما 1936
دختر کولي 1936
به سوي غرب 1937
کله پوک ها 1938
احمقي در آکسفورد 1940
زنو بيا(يا فيل ها يا فيل ها هرگز فراموش نمي کنند) نخستين اشاره هاي جدايي زوج لورل وهاردي که فقط هاردي بود 1939
به شکار ارواح مي رويم 1942
اساتيد رقص 1943
نگهبانان حمله هوايي 1943
از سوپ تا دسر
احمق ها در دريا
باني اسکاتلند
دردسر سوراخ
سربازان زيبا
متخصصان خرده کاري
لحظه شاهانه آنها
زير صفر
دختر سوييسي
بيمارستان ايالتي
سوپ اردک
شغل کثيف
بزن بريم
بستگان ما
گشت نيمه شب
شامپانزه |

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 0:4 |
بیوگرافی اورلاندو بلوم ORLANDO BLOOM

تاریخ و محل تولد:
در 13 ژانویه سال 1977 در کشور انگلستان به دنیاآمد.
نام مستعار:
Orli OB
قد:
(1.80 m)
بلوم از بازيگران محبوب اين روزهاي هاليوود است. بازيگري كه اگر چه كارنامه ي بازيگري چندان مفصلي ندارد اما در فهرست بازيگران محبوب و موفق سال هاي اخير همواره در بين چند چهره ي اصلي بوده است. اورلاندو بلوم يكي از طولاني ترين نام هاي سينمايي را دارد. او با نام اصلي اورلاندو جاناتان بلنچارد بلوم در 13 ژانويه ي 1977 در كانتربوري انگلستان متولد شد.
اورلاندو متولد روزي است كه در عقايد خرافي مردم انگلستان يكي از نحس ترين روزها محسوب مي شود. يعني 13 ژانويه اما خانواده ي او افراد خرافاتي نبودند و به اين موضوع اهميت چنداني ندادند. پدرش هاروي بلوم يك فعال سياسي بود كه براي حقوق سياهپوستان در آفريقا تلاش مي كرد و در نهايت در يك شورش در همان كشور كشته شد. زماني كه هاروي بلوم به قتل رسيد اورلاندو فقط 4 سال داشت . اورلاندو در مصاحبه اي گفته است: از پدرم تصوير خاصي در ذهن ندارم فقط مي دانم كه او به حقوق بشر توجه بسياري داشت و در راه مبارزه با آپارتايد كشته شد.
بعد از مرگ پدر، اورلاندو و خواهرش سامانتا بلوم ( او نيز يك بازيگر است) توسط مادرشان بزرگ شدند. مادر خانواده كه سونيا نام دارد براي حفظ بنيان خانواده اي كه در حال فروپاشي بود تلاش فراواني كرد و در اين راه يكي از دوستان هاروي به نام كالين استون هام به سونيا كمك فراوان كرد. در سن 12 سالگي سونيا واقعيتي را براي اورلاندو افشا كرد كه زندگي او را تحت الشعاع قرار داد. اورلاندو كه تا آن زمان هاروي را پدر خود مي دانست در سن 12 سالگي فهميد كه در واقع پدر حقيقي او كالين استون است. مادر اورلاندو ابتدا با كالين نامزد بوده و پس از جدايي از او با هاروي ازدواج كرد . اين واقعيت اگرچه براي اورلاندو بسيار تكان دهنده بود اما حاضر نشد نام فاميل خود را تغيير دهد . او علت اصلي اين كار را علاقه به خواهرش سامانتا اعلام كرد و گفت كه نمي خواهد نام خانوادگي اش با خواهرش متفاوت باشد.

اورلاندو به دبيرستان ادمونز كه از مدارس معتبر منطقه ي كانتربوري است رفت اما به دليل ضعف در خواندن و نوشتن در بسياري از واحدهاي درسي شكست خورد و دانش آموز بسيار ضعيفي به شمار مي رفت. از اين نظر او و هم بازي اش در دزدان دريايي كارائيب يعني كايرا نايتلي هر دو به يك بيماري يعني دايسلكسيا مبتلا بودند. ضعف او در خواندن و نوشتن منجر به علاقه ي او به هنر گشت و سبب شد در رشته هايي چون عكاسي و شعر پيشرفت فراواني بكند. او همچنين در همان زمان به بازي در تئاترهاي محلي علاقه مند شد و با هنر هفتم آشنا شد. به عنوان يك نوجوان اورلاندو اولين شغل خود را به دست آورد. با تشويق مادر او و خواهرش به شعر و شاعري روي آوردند و در نهايت در فستيوال منطقه كنت به ارائه ي آثار خود پرداختند. اورلاندو و خواهرش در بسياري از مسابقات ادبي و همچنين حفظ انجيل . متون مذهبي به موفقيت دست يافتند. سپس اورلاندو به طور جدي وارد حرفه ي بازيگري شد. در سن 16 سالگي به لندن رفت و در تئاتر محلي جوانان انگلستان عضو شد. او دو فصل در آنجا ماند و در نهايت يك بورس تحصيلي در آكادمي نمايش آمريكا و انگلستان به دست آورد.
همانند بسياري از بازيگران جوان او هم كار خود را با تلويزيون شروع كرد و در ابتدا با يك نمايش تلويزيوني به نام Casualty (1996) و قتل هاي نيمه شب تابستان (1997) به شهرت رسيد. او همچنين در سال 1997 در فيلم وحشي هم ظاهر شد كه از نظر منتقدان اثري برجسته تلقي شد.
اورلاندو سپس به مدرسه ي گليدهال پيوست كه يك مدرسه ي تخصصي موسيقي و نمايش بود. در سال 1998 در هنگام تحصيل در همان مدرسه بود كه از يك ساختمان سه طبقه به زمين افتاد و كمرش شكست. در ابتدا اين گمان مي رفت كه او براي هميشه فلج خواهد شد اما اين گونه نشد و او خيلي زود بهبود يافت. در يكي از نمايش هاي نچندان معروفش يك شب اقبال به سراغش آمد و كارگردان معروف هاليوود پيتر جكسون به ديدن نمايش او آمد و در آن سال پيتر جكسون مشغول پيش توليد مجموعه فيلم هاي معروفش يعني سه گانه ي ارباب حلقه ها بود. بعد از پايان يافتن تحصيلاتش در مدرسه ي گليدهال بلوم بازي در سه گانه ي معروف را آغاز كرد و 18 ماه در نيوزلند سپري كرد. او هم اكنون در مجمع الجزاير باهاما در حال بازي در قسمت سوم دزدان دريايي كارائيب است. همچنين در فيلم haven (2004) به عنوان دستيار تهيه كننده هم فعاليت كرد و به اين ترتيب وارد عرصه ي تهيه كنندگي هم شد. بلوم كه در آغاز سال 2000 يك بازيگر نسبتا ناشناخته بود با گذشت كمتر از كه دهه مبدل به يكي از آينده دارترين بازيگران هاليوود گرديد. ديگر فيلم هاي او عبارت اند از:
سه گانه ي ارباب حلقه ها ، سقوط شاهين سياه (2001) ندكلي(2003) دزدان دريايي كارائيب(2003) پسر كلسيومي (2005) Haven (2004) قلمروي بهشت (2005) Elizabeth town (2005) عشق و ديگر دردسرها (2006) دزدان دريايي كارائيب قسمت دوم و سوم( 2006 و 2007) .

كوتاه از اورلاندو بلوم:
قد او حدود 180 سانتي متر است.
نام مستعار او OB و Orli است.
هنگام بازي در قلمروي بهشت سگ محبوب خود را يافت. اين سگ كه Sidi نام دارد از دوستان نزديك بلوم به حساب مي آيد و همه جا به همراه اوست.
حلقه اي به دست مي كند كه روي آن نوشته شده است: هرچه پيش آيد خوش آيد.
به زبان فرانسه مسلط است و مي تواند به راحتي به اين زبان تكلم كند.
سبزي مورد علاقه اش اسفناج است.
از طرفداران سر سخت تيم منچستر يونايتد است. ( ايول دمت گرم دارمت)
زماني سيگار مي كشيد ولي در سال 2002 دست از سيگار كشيدن برداشت. بعد از ترك سيگار به جويدن ناخن معتاد شد كه به گفته ي خودش از سيگار كشيدن به مراتب بهتر است.
18 ماه كوچكتر از جودي گرر است اما در فيلم Elizabeth town در نقش يرادر بزرگتر او ظاهر شد.
در دوران دبيرستان سه نمره ي A (عالي) كسب كرد. در هنر، ادبيات و عكاسي.
براي فيلم ارباب حلقه ها شمشيربازي ، اسب سواري و تيراندازي با كمان را ياد گرفت.
از دوستان نزديك برد پيت است.
فیلموگرافی:
Pirates Of The Caribbean: At World's End (2007) Pirates Of The Caribbean: Dead Man's Chest (2006) Extras (TV, One Episode) (2006) Love And Other Disasters (2006) Elizabethtown (2005) Kingdom Of Heaven (2005) Haven (2004) The Remains Of The Piano (2004) Troy (2004) The Calcium Kid (2004) The Lord Of The Rings: The Return Of The King (2003) Ned Kelly (2003) Pirates Of The Caribbean: The Curse Of The Black Pearl (2003) Lord Of The Rings: The Two Towers (2002) Black Hawk Down (2001) Lord Of The Rings: The Fellowship Of The Ring (2001) The Office (TV series, one episode) (2001) Smack The Pony (TV series, one episode) (2000) Midsomer Murders (TV series, one episode) (2000) Wilde (1997) Casualty (TV series, one episode, as himself) (1996
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 2:17 |
بیوگرافی Kirsten Dunst

متولد: April 30, 1982
محل سکونت: Point Pleasant, New Jersey, USA
جوایز: 1 Golden Globe nomination
قد:
5' 5" (1.65 m)
نام اصلی:
Kirsten Caroline Dunst
نام مستعار:
Kiki
کریستین کرولاین دانس Kirsten Caroline dunst در 30 آوریل در ایالت نیو جرسی به دنیا آمد مادرش Lenz (پزشک) و پدرش Klaus ( مجری خدمان پزشکی) است. حدود 4 سال بعد از تولدش، برادرش Christian متولد شد و خانواده اش را کامل کرد . والدینش یک جدایی بلند مدت داشتند و سرانجام زمانی کهkirsten سیزده ساله بود به طور رسمی از هم جدا شدند. kirsten مسیر شهرت را با مدل خاص یا Elite شدن در سن 4 سالگی شروع کرد. سپس راهش را از طریق مدلینگ و انجام پیامهای بزرگانی و نقش های کوچک در فیلم های سینمایی و تلویزیونی ادامه داد تا زمانیکه سرانجام فرصت بزرگ او فرا رسید . نقش کلادیا ، خون آشام جوان در فیلم مصاحبه با روح آشام شهرت و اعتبار دایمی اش را به عنوان هنرپیشه 13 سالگی به دست آورد kirsten در سن 19 سالگی به اندازه کافی کار برای دوره حیاتش انجام داده. kirsten فارغ التحصیل دبیرستان است و همچنین فارغ التحصیل رشته رقص هم هست. او قصد ادامه تحصیل در رشته ادبیات را داشت اما حرفه بازیگری را ادامه داد و همراه با مادر ، برادر کوچکش و حیوانات اهلی اش به کالیفرنیا رفت و در آنجا یک شرکت تولیدی با مادرش به راه انداختند. اما فیلمی را که او را به یک هنرپیشه تراز اول هالیوود مبدل کرد فیلم مرد عنکبوتی بود او در این فیلم نقش lj را به عهده داشت او در این فیلم نقش هنرپیشه اول زن را برعهده دارد و مطمینا در قسمت سوم این فیلم با کارگردانی سام ریمی او را خواهیم دید.

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 1:45 |
بیوگرافی Amanda Bynes

نام کامل:آماندا لورا باینس
قد:1.73 متر
Nickname: Chicky
آماندا در 3 آپریل سال 1986 در ایالت کالیفرنیا آمریکا به دنیا آمد.او کوچکترین در بین 3 فرزند خانواده از همه کوچکتر بود.او از سه سالگی وقتی دیالوگ های خواهرش را با او تمرین می کرد به اجرای نمایش علاقه مند شد و خانواده و دوستانش از همان زمان پی بردند که او در آینده به یک ستاره ی سینما تبدیل خواهد شد.بازیگری از سال 1996 با بازی در فیلم((همه ی آن)) آغاز شد.او در آن فیلم نقش دختری را بازی می کرد که هر وقت عصبانی می شد به یک ستون تکیه داده و شروع به خواندن نامه های قدیمیش می کرد.او با بازی در این فیلم تبدیل به یکی از پرطرفدارترین بازیگران شد.در 1999 آماندای 13 ساله نمایش خود را با عنوان((آماندا نمایش می دهد))به اجرا درآورد.در سال 2001 او بازیگری را با بازی در فیلم ((درغگوی چاق بزرگ)) با شرکت فرانکی مونیز ادامه داد.در آن فیلم او نقش دوست جیسون را داشت و به او کمک می کرد تا به پدر جیسون ثابت کند که مقاله ی دروغگوی چاق بزرگ(که اسم داستان برگرفته از آن است)را خود جیسون نوشته است. او همچنین برنده ی جایزه ای در رابطه با نقش های طنز و مهیج شد.
در سال 2002 او بازی مشترک خود را با جنی گارت شروع کرد و در نقش دختر 16 ساله ای ظاهر شد که با خواهر و پدرش به ژاپن حرکت می کنند.
او تصدیق رانندگیش را در 3 آپریل 2002 نیز گرفت.
او در سال 2003 برنده ی دو جایزه ی با ارزش به خاطر بازی در فیلم((خواست یک دختر)) شد.
او یک بازیگر زن با استعداد است که قول داده است تا آخر فقط در زمینه ی بازیگری فعالیت کند.

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 1:30 |
بیوگرافی هیو جکمن Hugh Jackman

نام کامل:هیو مایکل جکمن
قد:1.89 متر
هیو جکمن در 12 اکتبر 1986 در سیدنی استرالیا به دنیا آمد.او کوچکترین فرزند خانواده در بین 5 فرزند دیگر بود.او تحصیلات خود را در دانشگاه تکنولوژی سیدنی با کسب مدرک ارتباطات به پایان رسانید،پس از فارغ التحصیل شدن او درام را در هنرکده استرالیایی هنرهای نمایشی تعقیب کرد.بعد از اینکه برای بازی در نقش یک ستاره ی درام در تلویزون به او پیشنهاد کار شد،با همسر آینده اش ملاقات کرد.برنامه های او به زیبایی برنامه های گستن در استرالیا بود.او همچون جو گیلیس،در برنامه هایش به شهرت رسید.در سال 1998 او در تئاترهای ساطنتی اوکلاهاما برنامه اجرا می کرد.جکمن بعد از بازی در تئاتر در دو فیلم نیز بازی کرد که دومین آنها پادشاهان ارسکین اویل نام داشت.او با بازی در این نقش به بهترین بازیگر استرالیا در 1999 تبدیل شد.او اقات فراغتش را با پیانو زدن،بازی گلف ،نواختن گیتار و موج سواری سپری میکند.
فیلم شناسی:
The Fountain (2006) Happy Feet (Voice) (2006) Flushed Away (voice) (2006) The Prestige (2006) Happy Feet (voice) (2006) Scoop (2006) X-Men: The Last Stand (2006) Van Helsing (2004) Standing Room Only (short) (2004) Inside The Actors' Studio (TV series, one episode, as himself) (2004) X-Men 2 (2003) Kate And Leopold (2001) Saturday Night Live (TV series, one episode, as host) (2001) Swordfish (2001) Someone Like You (2001) X-Men (2000) Oklahoma! (TV) (1999) Erskineville Kings (1999) Paperback Hero (1999) Halifax f.p: Afraid Of The Dark (TV) (1998) InFashion (TV series, as host) (1997) Snowy River: The McGregor Saga (TV series) (1996) Correlli (TV series, one episode) (1995) Blue Heelers (TV series, one episode, as himself) (1995) Law Of The Land (TV series, one episode, as himself) (1995)

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 1:21 |
بیوگرافی کیت بکینسل Kate Beckinsale

نام کامل:کاترینا بِیلی بکینسل
قد:1.73 متر
کیت بکینسل در 26 ژولای 1973 در انگلستان به دنیا آمد وبیشتر زندگی خود را در شهر لندن سپری کرد.
مادر اوجودی لو یکی از بازیگران فیلم های درام انگلیسی بود و پدرش ریچارد بکینسل بود که در ناتینگهام انگلستان به دنیا آمد و در تعداد اندکی فیلم های طنز به ایفای نقش پرداخت و سپس در سال 1979 به طور دردناکی در گذشت.
کیت تحصیلات پایه ی خود را در یک دبستان خصوصی در لندن به پایان رسانید.در دوران نوجوانیش دو بار برنده ی رقابت نویسندگی شد؛یک بار برای نوشتن کتاب سه داستان کوتاه و یار دیگر برای سه شعر.
پس ازگذراندن دوره ی بلوغش که با سیگار کشیدن به آشوب کشیده شد,او حرفه ی بازیگری را در پیش گرفت.
کار او با بازی در فیلمی آغازشد که موضوع آن جنگ جهانی دوم بود و در تابستان 1991 فیلمبرداری شد.
آن فیلم برای بار اول در تلویزیون آمریکا به نمایش در آمد.
کیت برای ادامه تحصیلات به دانشگاه آکسفورد رفت و در آنجا می خواست در زبان فرانسه و روسی تخصص بیابد اما برای رسیدن به آرزوهای بلندش در رشته ی درام هم به فعالیت پرداخت.او در سال اول تحصیلش در آکسفورد

با شکست بزرگی با بازی در فیلم جنجال بر سر هیچ چیز رو به رو شد.او در هنگام تحصیلش در آکسفورد در سه فیلم دیگر نیز حضور داشت که در یکی از آنها در نقش یک پرنس در قرون وسطی را بازی می کرد.
قبل از ادامه دادن به هنرپیشگی,او به دانشگاه بازگشت و زبان فرانسه را با جدیت تمام ادامه داد.
یک سال دوری از جامعه ی آکادمیک و زندگی در پایتخت فرانسه موجب شد تا مسیر زندگیش را دوباره ارزیابی کند,او مجبور بود یک راه را انتخاب کند:یا به تحصیلاتش ادامه دهد یا حرفه ی پر رونق خود؛یعنی بازیگری را ادامه دهد.پس از کلی فکر کردن او بازیگری را لنتخاب کرد.در بهار 1994 پس از 3 سال درس خواندن,او آکسفورد را ترک کرد.
فیلموگرافی:
Snow Angels (2007) Vacancy (2007) Click (2006) Underworld 2 (2005) The Aviator (2004) Van Helsing (2004) Tiptoes (2003) Underworld (2003) Laurel Canyon (2002) Serendipity (2001) Pearl Harbour (2001) The Golden Bowl (2000) Brokedown Palace (1999) Alice Through The Looking Glass (TV) (1999) The Last Days Of Disco (1998) Shooting Fish (1998) Emma (TV) (1996) Marie-Louise Ou La Permission (1995) Haunted (1995) Cold Comfort Farm (TV) (1994) Uncovered (1994) Prince Of Jutland (1994) Anna Lee (TV, one episode) (1993) Much Ado About Nothing (1993) Rachel's Dream (TV, short) (1992) One Against The Wind (TV) (1991) Devices And Desires (TV, voice) (1991)

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 1:12 |
بیوگرافی جان وین John Wayne

جان وین
جان وین (۲جان وین (۲۶ مه ۱۹۰۸ - ۱۱ ژوئن ۱۹۷۹) بازیگر وسترن آمریکایی در ایالت یوا به دنیا آمد. وی صاحب جایزه اسکار با نام ماریون روبرت موریسون بود.۶ مه ۱۹۰۸ - ۱۱ ژوئن ۱۹۷۹) بازیگر وسترن آمریکایی در ایالت یوا به دنیا آمد. وی صاحب جایزه اسکار با نام ماریون روبرت موریسون بود.
جان وين، با نزديک به پنجاه سال فعاليت مستمر در هاليوود و حدود 146 فيلم در مقام بازيگر، و دو فيلم در مقام بازيگر/کارگردان و تهيه کننده، به نوعی رکورد دار اين صنعت به حساب ميآمد.
جان وين در انواع و اقسام نقش ها ظاهر شد. هر چند بيشترين اعتبار او بدليل بازی در نقش قهرمان های غرب وحشی و افسران ارتش بوده، اما در نقش های کمدی و دراما هم تجربه های قابل تاملی داشته است.
جان وين به صورت نمادی از آمريکا در آمد. او بعنوان سيزدهمين هنرپيشه تمام دوران شناخته شده است. در آخرين هفته های عمرش، "دوک" (لقب جان وين که بعد از سگ مورد علاقه اش به او داده شده بود)، مدال طلای افتخار کنگره آمريکا را بخاطر عمری فعاليت در راه اعتلای نام آمريکا دريافت کرد. روی اين مدال نوشته شده است : "جان وين، آمريکايی"...جان وين در زمان خود چندين و چند بار با بهترين و شناخته شده ترين کارگردان های عصر، مانند هاوارد هاکس و جان فورد کار کرده بود. چند تا از بهترين فيلم های جان وين عباتند از "رود سرخ (هاوارد هاکس)"، "جويندگان (جان فورد)"، "ريو لوبو"، "دزدان قطار"، "مک کويين"، "کلاه سبز ها"،" ريو براوو"، "دليجان آتش" و "آخرين تير انداز". "آخرين تير انداز" که آخرين فيلم "دوک" هم بود، روايت يکی از آخرين هفت تير کشان غرب وحشی بود، که با سرطان، مانند خود "جان وين"، دست و پنجه نرم ميکند.
جان وين، دو بار با سرطان دست و پنجه نرم کرد. اواسط دهه شصت، سرطان ريه در ريه چپ او کشف شد که منجر به جراحی و برداشتن ريه او شد. در اواخر دهه هفتاد، سرطان اينبار معده او را هدف قرار داد. جان وين اين بار تسليم شد، و در جون 1979 در گذشت.
يکی از مشهورترين "گفته های" جان وين در فيلم "آخرين تير انداز" و در نقش "جان بوکس" بود. او گفت
"I won't be wronged; I won't be insulted and I won't be laid a hand on, I don't do these things to other people and I require the same from them."
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 0:45 |
بیوگرافی جيسن استاتام Jason Statham
بازيگر نقش اصلي فيلم موفق «مسابقه مرگ» دوازدهم سپتامبر 1972 در لندن به دنيا آمد. وجه مشخصه اين بازيگر ورزشكار اين است كه طي مدت زمان كوتاهي كارها و فعاليتهاي زيادي را تجربه كرد. شايد كمتر كسي بداند او سال 1992 عضو تيم شناي ملي بريتانيا در مسابقات المپيك بود و مقام دوازدهم را به خود اختصاص داد. اما اين همه كاري نيست كه جيسن استاتام انجام داده است. ماشينراني از علائق اصلياش است و دوره ورزش هنرهاي رزمي را هم ديده است. با اين حال در دنياي مد هم كار كرده و مدتي هم در بازار سياه به عنوان فروشنده حضور داشته است! اما همه جهان او را به عنوان يك بازيگر ميشناسند كه حضوري آرام، متين و خونسرد روي پرده سينما دارد.
اولين نقش سينمايياش را سال 1998 در فيلم گاي ريچي به نام Lock , Stock and Two Smoking Barrels بازي كرد و علت انتخابش براي اين نقش تبحرش در كار اتومبيلراني بود. وي يكي از سرمايهگذاران فيلم هم بود. موفقيت مالي و تجاري اين فيلم، شرايط را براي ادامه كار استاتام فراهم كرد.
ريچي در فيلم بعدياش «قاپزني» (2000) نقش مهمتري به او داد و استاتام توانست در كنار براد پيت، دنيس فارينا و بنيسيو دلتورو، هنر بازيگرياش را به نمايش بگذارد. در اين زمان استاتام از لندن راهي لسآنجلس شد و فيلم «نوبت اوست» (2000) را بازي كرد كه امتياز زيادي برايش محسوب نميشود. نقش دوم فيلم علمي تخيلي «اشباح مريخ» (2001) را بازي كرد و در همين سال در «تك» در كنار جت لي، صحنههاي زيباي ورزش هنرهاي رزمي را به نمايش گذاشت. اما بازي در نقش اصلي فيلم اكشن و ورزشي «ترانسپورتر» (2002) بود كه استاتام را تبديل به يك چهره موفق و سرشناس روز كرد.
صحنههاي اتومبيلراني اين فيلم به مذاق تماشاگران خيلي خوش آمد و باعث توليد قسمت دوم اين فيلم شد. استاتام در نسخه دوباره سازي شده «شغل ايتاليايي» (2003) هم نقش يك راننده خوش دست را به عهده گرفت و تماشاگران را مجذوب هنر اتومبيلراني خويش كرد. اين فيلم كه نسخه امروزي يك فيلم موفق كلاسيك انگليسي (محصول سال 1969) است، اين روزها دارد به قسمت دوم خود ميرسد و استاتام هم در آن بازي دارد. اين بازيگر هماكنون مشغول بازي در فيلم «كرانك 2» است كه قسمت اول آن سال 2006 ساخته شد. قسمت سوم «ترانسپورتر» هم قرار است تا پايان امسال روانه اكران عمومي شود
فیلم شناسی:
-
Crank 2: High Voltage (2009) (pre-production) .... Chev Chelios
-
Death Race (2008) (post-production)
-
The Bank Job (2008) (completed) .... Terry
-
War (2007) .... Special Agent Jack Crawford ... aka Rogue Assassin (Australia) (Hong Kong: English title) (Philippines: English title) (Singapore: English title)
-
In the Name of the King: A Dungeon Siege Tale (2007) .... Farmer ... aka Schwerter des Königs - Dungeon Siege (Germany)
-
Crank (2006) .... Chev Chelios
-
The Pink Panther (2006) (uncredited) .... Yves Gluant
-
Chaos (2005/II) .... Det. Quentin Conners ... aka Hit & Blast (Malaysia: English title)
-
Revolver (2005/I) .... Jake
-
London (2005) .... Bateman
-
Transporter 2 (2005) .... Frank Martin ... aka Transporteur II, Le (France)
-
Cellular (2004) .... Ethan ... aka Final Call - Wenn er auflegt, muss sie sterben (Germany: DVD title)
-
Collateral (2004) .... Airport Man
-
Call of Duty (2003) (VG) (voice) .... Sgt. Waters
-
The Italian Job (2003) .... Handsome Rob ... aka Braquage à l'italienne (France)
-
Red Faction II (2002) (VG) (voice) .... Shrike
-
The Transporter (2002) .... Frank Martin ... aka Transporteur, Le (France)
-
Mean Machine (2001) .... Monk
-
The One (2001) .... MVA Agent Evan Funsch ... aka Jet Li's The One (UK)
-
Ghosts of Mars (2001) .... Sgt. Jericho Butler ... aka John Carpenter's Ghosts of Mars (USA: complete title)
-
Turn It Up (2000) .... Mr. B
-
Snatch. (2000) .... Turkish Lock, Stock and Two Smoking Barrels (1998) .... Bacon ... aka Two Smoking Barrels (USA)
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 0:24 |
بیوگرافی Kevin Costner
سال 1955 در سينوود كاليفرنياي آمريكا متولد شد. پس از فارغالتحصيلي از دانشگاه ايالتي كاليفرنيا، مشاغل مختلفي را امتحان كرد تا اينكه فعاليتاش را در زمينه بازيگري با تئاتر آغاز كرد و پس از چندي حضور در صحنه، در سال 1980 وارد سينما شد. نخستين فعاليتها و نقشآفرينيهايش در سينما با استقبال و توجه مواجه نشد، به طوري كه نخستين فيلمش سايهها سياه ميشوند (1981) مناسب پخش تشخيص داده نشد و در نهايت با 5سال تاخير به نمايش درآمد.
همين سرنوشت در انتظار دو فيلم ديگري هم كه كاستنر در آنها حضور داشته بود: تعقيب رويا (1982) و قاچاقچي اسلحه (1984) كه هر دو پس از مدتها تاخير در سال 1989 نمايش داده شدند، شايد مهمترين و قابل توجهترين نقش آفريني او در آن دوره بازي در نقش «لوتر آدلر» بازيگر در فيلم فرانسيس باشد كه وظيفه او در فيلم به بيان جملهاي كوتاه محدود ميشد! در سال 1983 در بازسازي لارنس كسدان از فيلم بازگشت 7 نفر از سكاكس (جان سيلز 1980) به نام چهل سالگي در كنار بازيگراني چون تام برنجر، گلن كلوز، جف گلدبلوم، ويليام هرت و ... حضور پيدا كرد، اما نقش كوتاه او در اين فيلم در تدوين نهايي كنار گذاشته شد و به اين ترتيب شانس ديده شدناش اين بار هم از او گرفته شد. بدشانسي هاي كاستنر همچنان ادامه يافت و در سالهاي مياني دهه 1980 شانس حضور در چند فيلم از جمله فيلم تاثيرگذار رولند جافي درباره بحرانهاي كامبوج در دوران خمرهايسرخ به نام كشتزارهاي مرگ (كه اولين فيلم بلند اين كارگردان بود) را از دست داد. اين روند در سالهاي بعد در فيلمهايي مثل لبه ناهموار (ريچارد ماركواند 1985) و جوخه (اليور استون 1986) (كه يكي از تاثيرگذارترين فيلمهاي ضد جنگ درباره فاجعه ويتنام بود) تكرار شد. شايد بتوان نخستين نقش مهم او را بازي در فيلم سيلورادو (لارنس كسدان 1985) دانست كه به نوعي بازگشت دوباره هاليوود به ژانر منقرض شده وسترن بود. هر چند كاستنر در اين فيلم هم ديده نشد و البته عدم موفقيت خود فيلم هم در اين مساله بيتاثير نبود. اما 2 سال بعد با بازي در فيلم گنگستري برايان ديپالما (تسخيرناپذيران 1987) درهاي موفقيت و شهرت به روي او گشوده شد و اين فيلم بود كه او را به عنوان يكي از ستارگان هاليوود معرفي كرد. كاستنر در اين فيلم همان نقشي را بازي كرد كه پيش از او رابرت استاك در مجموعه تلويزيوني تسخيرناپذيران در دهه 1960 ايفا كرده بود. در اينجا كاستنر در كنار بازيگراني چون شان كانري، رابرت دنيرو، اندي گارسيا و ... نقش يك مامور ويژه خزانهداري را ايفا ميكند كه ماموريت دارد تا از اعمال غيرقانوني آلكاپون جلوگيري كند؛ اما پس از مدتي درمييابد كه با فساد موجود در اداره پليس شيكاگو قادر به انجام اين كار نيست. در 1989 در ميدان روياها (فيل آلدن رابينسن) كه اثري فانتزي بود، نقش مردي را بازي كرد كه به همراه همسر و فرزندانش زندگي آرامي در مزرعه خود دارد، تا اين كه صدايي از غيب به او ميگويد اگر يك زمين بيسبال در وسط مزرعهاش بسازد، قهرمان افسانهاي بيسبال جوجكسن بيكفش از دنياي مردگان برميگردد و دوباره در آنجا بازي ميكند .... قاچاقچي اسلحه و در تعقيب رويا، آثار نه چندان مهم ديگري بودند كه كاستنر در اين سال در آنها حضور پيدا كرد.
در سال 1990 در اكشن توني اسكات به نام انتقام نقش يك خلبان سابق نيروي هوايي را بازي كرد كه براي گذراندن تعطيلات به مكزيك ميرود و در آنجا يك فرد قدرتمند و خشن كه امپراطوري براي خودش به راه انداخته، از او استقبال ميكند، چون خود را مديون او ميداند، اما اين خلبان سابق دلبسته همسر اين مرد ميشود و اتفاقاتي در پي آن رخ ميدهد؛ اما سال 1990 براي كاستنر از جهتي ديگر مقطعي مهم و سرنوشت ساز بود: بزرگترين موفقيت هنري او در اين سال با كارگرداني و بازي در فيلم با گرگها ميرقصد اتفاق افتاد. فيلمي كه در مراسم اسكار آن سال گوي سبقت را از رقبايي چون پدرخوانده قسمت سوم و رفقاي خوب ربود و 7 جايزه اسكار (از جمله جايزه بهترين فيلم و بهترين كارگرداني) را نصيب فيلم كرد. كاستنر در اين فيلم زيبا و به ياد ماندني كه به نوعي احياي ژانر وسترن در دوراني بود كه اين ژانر نفسهاي آخرش را ميكشيد، نقش يك افسر مجروح و سرخورده ارتش شماليها به نام «ستوان جان. و .دانبار» را بازي ميكند كه در آغاز فيلم دست به خودكشي ميزند؛ اما اقدام او به خودكشي را اشتباها عملي قهرمانانه تلقي ميكنند و او را به پست مورد علاقهاش ميفرستند: يك پست ديدهباني مرزي دور از تمدن سفيدپوستان. دانبار پس از چندي با يك گرگ دوست ميشود و طولي نميكشد كه كمكم با آداب و رسوم سرخپوستان منطقه آشنا ميشود و با آنها طرح دوستي ميريزد و سپس لباسهاي نظامياش را با لباسهاي قبيله سو عوض ميكند و در نهايت خود را يكي از مردمان آن تمدن معرفي ميكند. با گرگها ميرقصد با پرداختن دقيق به جزئيات به شيوه زندگي و تمدن قبيله سو، آن بعد روحاني و انساني موجود در اين تمدن را آشكار ميكند و دست به اعاده حيثيت از مردماني ميزند كه سالهاي سال در وسترنهاي كلاسيك به عنوان موجوداتي وحشي و خونخواه معرفي ميشدند.
بازيگران فيلم و در راس آنها خود كاستنر هم در اوجاند و بيننده در مدت 180 دقيقه فيلم، خود را جزئي از آن روح كلي احساس ميكند كه در طبيعت بيكران و جاودانه فيلم حضور دارد. فيلمبرداري دين سملر عالي است و موسيقي جان باري در انتقال حس و حال مورد نظر، بسيار موفق عمل ميكند. گرماي انساني فيلم و نگاه درست فيلمساز، آن را تبديل به يكي از بهترينهاي دهه 1990 كرده است.
در سال 1991 نقش رابينهود را در بازسازي كوين رينولدز از اين افسانه بارها به تصوير كشيده شده بازي ميكند و سال بعد با بازي در تريلر سياسي جي.اف.ك (اليور استون) نقش شاخص ديگري به كارنامهاش اضافه ميكند. در اينجا كاستنر در نقش اصلي فيلم (كه يكي از بهترينهاي استون نيز هست) نقش دادستان شهر نئواورلئان را بازي ميكند كه 3 سال پس از قتل «جان.اف.كندي» و به دنبال ارائه گزارش «كميسيون وارن»، خود به تحقيق درباره زاويههاي تاريك و پرسشبرانگيز حادثه ميپردازد و در نهايت به اين نتيجه ميرسد كه ترور رئيس جمهور حاصل توطئهاي گسترده و چند جانبه بوده است. پس از حضور موفق و درخشان در اين فيلم سه ساعته، در همين سال در همكاري مجددي با لارنس كسدان در فيلم محافظ، نقش محافظ سابق رئيس جمهور آمريكا را بازي كرد كه محافظت از يك بازيگر/ خواننده سياهپوست و محبوب را ميپذيرد و در اين بين رابطه عاطفي بين آنها شكل ميگيرد و البته در اين فيلم بازي چندان قابل توجهي ارائه نداد. سال بعد در يك دنياي كامل (كلينت ايستوود) كه وسترني تلخ بود حاضر شد و در سال 1994 در وايات ارپ بازي كرد كه چندمين همكاري او با لارنس كسدان بود. در اينجا كاستنر بازي در نقش اين شخصيت اسطورهاي غرب را به عهده گرفت و البته تصويري كه كسدان و كاستنر از اين شخصيت بارها تصوير شده ارائه دادند، آنقدرها موفق نبود. در 1995 در فيلم پرخرج و شكست خورده دنياي آب (كوين رينولدز) بازي كرد. فيلم دنيايي در آينده را ترسيم ميكند كه با آب شدن يخهاي قطبي در اثر يك فاجعه زيست محيطي و اثرات گلخانهاي، همه خشكيها به زير آب رفتهاند و زندگي نابود شده است. هر چند فيلم به آن بدي كه خيليها ميگفتند نيست و استانداردهاي قابل قبولي دارد، اما بازي كاستنر در فيلم شايد يكي از مهمترين و عمدهترين نقاط ضعف آن باشد. پس از بازي در نقش يك گلفباز حرفهاي ناموفق كه در مزرعهاي كثيف و متروكه زندگي ميكند و در جام چلسي(ران شلتن 1996)، در سال 1997 دومين فيلم خود در مقام كارگردان را به نام پستچي ارائه داد و خود نيز در نقش اول آن بازي كرد. برخلاف با گرگها ميرقصد، اين يكي اثري كسالتبار و ناموفق بود و شكست عظيم و همهجانبهاش باعث به حاشيه رفتن كوين كاستنر شد كه علاقه داشت در كنار بازيگري، كارگرداني پروژههاي عظيم را هم تجربه كند، پس از پستچي در فيلمهايي مثل پيغام در يك بطري (مندوكي)، براي عشق به بازي (سام ريمي)، سيزده روز (دانلدسن) و... بازي كرد كه در هيچ يك از آنها توفيقي به دست نياورد.
كوين كاستنر بازيگري است كه اصولا در نقشهاي مثبت و انساني بسيار موفقتر است و نقشهاي منفي و حتي كمتر مثبت همواره از نقاط تاريك كارنامه او محسوب ميشوند. در سالهاي اوج موفقيت او نشريات آمريكايي حضور تيپيك او به عنوان يك قهرمان بلندقامت، شجاع و پاكدل آمريكايي با خصوصياتي كاملا بومي را با شخصيتهايي مثل گري كوپر و جيمز استيوارت مقايسه ميكردند. اين مقايسه علاوه بر ويژگيهاي ظاهري، همان طور كه گفته شد به شيوه انتخاب نقشها توسط او مربوط ميشد و اين كه اصولا او هميشه بازيگري بود كه پرسوناي غالبش، يك شخصيت متين و آرام و شجاع و در تقابل با سيستم فاسد بود و نقشهايي كه محملي براي بروز اين خصلتها نبودهاند، همگي جزو آثار شكست خورده او محسوب ميشوند. در نهايت كاستنر بازيگري است كه در ميان فيلمهاي او تنها چند نقش انگشت شمار است كه اعتباري براي او داشتهاند و باقي آنها اعتباري براي او محسوب نميشوند.
فیلموگرافی:
1. The New Daughter (2009) (post-production) .... John James
2. Swing Vote (2008) .... Bud Johnson
3. "The Explorers Guild" (2008) TV series (unknown episodes)
4. Mr. Brooks (2007) .... Mr. Earl Brooks
5. The Guardian (2006/I) .... Ben Randall
6. Rumor Has It... (2005) .... Beau Burroughs ... aka Rumour Has It... (Australia) (Canada: English title) (New Zealand: English title)
7. The Upside of Anger (2005) .... Denny Davies ... aka An deiner Schulter (Germany)
8. Open Range (2003) .... Charley Waite
9. Dragonfly (2002) .... Joe Darrow ... aka Im Zeichen der Libelle (Germany)
10. 3000 Miles to Graceland (2001) .... Murphy
11. The Road to Graceland (2001) (voice) .... Thomas J. Murphy
12. Thirteen Days (2000) .... Kenny O'Donnell ... aka Thirteen Days (USA)
13. For Love of the Game (1999) .... Billy Chapel
14. Message in a Bottle (1999) .... Garret Blake
15. The Postman (1997) .... The Postman
16. Tin Cup (1996) .... Roy 'Tin Cup' McAvoy
17. Waterworld (1995) .... Mariner
18. The War (1994) .... Stephen Simmons
19. Wyatt Earp (1994) .... Wyatt Earp
20. A Perfect World (1993) .... Robert 'Butch' Haynes
21. The Bodyguard (1992) .... Frank Farmer
22. JFK (1991) .... Jim Garrison ... aka JFK (France) ... aka JFK - Affaire non classée (France: poster title)
23. Robin Hood: Prince of Thieves (1991) .... Robin Hood
24. Dances with Wolves (1990) .... Lt. John J. Dunbar
25. Revenge (1990/I) .... Michael J. 'Jay' Cochran
26. Field of Dreams (1989) .... Ray Kinsella
27. Bull Durham (1988) .... Crash Davis
28. No Way Out (1987) .... Lt. Cmdr. Tom Farrell
29. The Untouchables (1987) .... Eliot Ness
30. Shadows Run Black (1986) .... Jimmy Scott
31. Sizzle Beach, U.S.A. (1986) .... John Logan ... aka Malibu Hot Summer
32. "Amazing Stories" .... Captain (1 episode, 1985) ... aka Steven Spielberg's Amazing Stories (USA: complete title) - The Mission (1985) TV episode .... Captain
33. American Flyers (1985) .... Marcus Sommers
34. Silverado (1985) .... Jake
35. Fandango (1985) .... Gardner Barnes, Groover
36. The Gunrunner (1984) .... Ted
37. Testament (1983) .... Phil Pitkin
38. The Big Chill (1983) (scenes deleted) .... Alex
39. Stacy's Knights (1983) .... Will Bonner ... aka Double Down ... aka The Touch (USA: video title) ... aka Winning Streak (UK: video title)
40. Table for Five (1983) .... Newlywed Husband
41. Frances (1982) (uncredited) .... Luther (Man in Alley)
42. Night Shift (1982) .... Frat Boy #1
43. Chasing Dreams (1982) .... Ed
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 0:18 |
بیوگرافی وین دیزل Vin Diesel

نام کامل: (مارک سینکلر وینسنت)Mark Sinclair Vincent
محل تولد: شهر نیویورک ایالت نیویورک کشور ایالات متحده امریکا
تاریخ تولد: 18 ژولای 1967
قد: 183 سانتی متر
مادر او یک روانشناس و ستاره شناس و پدرخوانده اش در ساخت خانه های هنرمندان در روستای Greenwich نیویورک بود و او هرگز پدر زیستشناسش را نشناخت. اولین شکستگی او در حین بازی کردن به صورت اتفاقی بود، وقتی که او هفت ساله بود او و یکی از دوستانش به یک نمایشگاه رفتند تا آثار هنری را خراب کنند. یک زن جلوی آنها را گرفت و به هر کدام از آن ها یک قرارداد و 20 دلار پیشنهاد داد. مشروط به اینکه هر روز بعد از مدرسه برای او کار کنند. دوره پیشرفت زندگی وین از زمان کار کردن با کمپانی New York repertory شروع شد. در 17 سالگی او به ورزش و بدنسازی پرداخت و پس برای اینکه درامد بیشتری بدست بیاورد نگهبان کلوپ های معروف شهر شد، و در این زمان بود که او نام خود را به Vin Diesel (وین دیزل) تغییر داد.
پس از دبیرستان، وین در Hunter College ثبت نام کرد اما پس از سه سال اخراج شد تا دوباره به هالیوود برود و دوره جدید بازیگری اش را شروع کند. یک بازیگر با تجربه تئاتر شدن، هیچگونه احساسی در هالیوود ایجاد نکرد و او پس از تلاش های بسیار طی یک سال برای اینکه در رده بندی هالیوود جایی باز کند، به نیویورک بازگشت و مادرش به او کتاب "Feature Films at used Car Prices" نوشته Rick Schmidt را داد. اون کتاب به او یاد داد که می تواند کنترل زندگی خودش را خودش به دست بگیرد و خودش فیلم بسازد. او یک فیلم به نام Multi-Facialکه بر پایه تجربیات خودش به عنوان یک بازیگر نوشت، که در کمتر از سه روز فیلمبرداری حدود 3000 دلار خرج برداشت. این فیلم حتی مورد تایید Cannes Film Festival (جشنواره فیلم کَن) در سال 1995 که فیلم های مختلفی به آن برده می شود قرار گرفت.
سپس وین به Los Angeles برگشت و 50000 دلار را که از طریق فروش تلفنی به دست آورده بود را خرج چهره اش کرد که این اولین باری بود که او اینکار را انجام داد. فیلم Strays در سال 1997 ساخته شد و شش ماه بعد مورد قبول Sundance Film Festival1997 (جشنواره فیلم ساندنس) در سال 1997 مورد قبول قرار گرفت،
و اگرچه مورد این فیلم مورد پذیرش خوبی قرار گرفت، اما آنطور که انتظار می رفت فروش نکرد. بعد از این فیلم وین دیزل بدون امید به نیویورک برگشت تا اینکه یک تماس تلفنی رویایی دریافت کرد. Steven Spielberg تحت تاثیر فیلم Multi-Facial قرار گرفته بود و می خواست با وین دیزل در مورد شرکت در فیلم Saving Private Ryan که در سال 1998 ساخته شد، صحبت کند.

فیلم Multi-Facial کارهای دیگری را نیز برای وین دیزل به ارمغان آورد، کارگردان فیلم The Iron Giant پس از دیدن این فیلم Multi-Facial تصمیم گرفت تا نقشی در این فیلم که در سال 1999 ساخته شد را به وین دیزل پیشنهاد دهد. از این قسمت به بعد، زندگی هنری وین دیزل به طور پیوسته، پیشرفت کرد، سپس برای اولین بار نقش اول یک فیلم به او پیشنهاد داده شد، او برای بازی نقشRichard B Riddick (نقش اول فیلم)در فیلم تخیلی Pitch Black که در سال 2000 ساخته شد، انتخاب شد.با بازی در این فیلم او طرفداران زیاد و مقبولیت در میان عموم را که البته شایسته آن بود، بدست آورد.
علامت های اختصاری وین که می توانید او را طبق آن ها بشناسید
-
همیشه سرش را می تراشد
-
بدن عضلانی او
چند مطلب نه چندان مهم در مورد وین دیزل
وین یک سگ بولداگ ایتالیایی به نام "Roman" دارد.
او یک دو رگه نیمه آفریقایی – آمریکایی و نیمه ایتالیایی – آمریکایی است.
وین پسر عمو (دایی) (عمه) (خاله) Kwame که یک رپر و تهیه کننده است می باشد و در موزیک ویدیو های قدیمش وین حضور دارد.
چند تا از حقوق های وین دیزل
فیلم شناسی:
1. Hannibal the Conqueror (2011) (announced) .... Hannibal Barca
2. Rockfish (2010) (pre-production) (voice)
3. Fast & Furious (2009) (post-production) .... Dominic Toretto
4. Babylon A.D. (2008) .... Toorop
5. Chronicles of Riddick: Assault on Dark Athena (2008) (VG) .... Riddick
6. The Fast and the Furious: Tokyo Drift (2006) (uncredited) .... Dominic Toretto
7. Find Me Guilty (2006) .... Jackie DiNorscio ... aka Find Me Guilty: The Jackie Dee Story (USA: long title) ... aka Find me guilty - Der Mafiaprozess (Germany)
8. The Pacifier (2005) .... Shane Wolfe ... aka Gnome (Philippines: English title) ... aka Pacificateur, Le (Canada: French title)
9. The Chronicles of Riddick: Dark Fury (2004) (V) (voice) .... Richard B. Riddick
10. The Chronicles of Riddick (2004) .... Riddick ... aka The Chronicles of Riddick: The Director's Cut (USA: director's cut)
11. The Chronicles of Riddick: Escape from Butcher Bay (2004) (VG) (voice) .... Richard B. Riddick
12. A Man Apart (2003) .... Sean Vetter ... aka Extreme Rage (Germany)
13. xXx (2002) .... Xander Cage ... aka Triple X (USA: informal English title)
14. Knockaround Guys (2001) .... Taylor Reese
15. The Fast and the Furious (2001) .... Dominic Toretto ... aka The Fast and the Furious (Germany)
16. Pitch Black (2000) .... Richard B. Riddick ... aka The Chronicles of Riddick: Pitch Black (USA: DVD box title)
17. Boiler Room (2000) .... Chris Varick
18. Into Pitch Black (2000) (TV) .... Richard B. Riddick
19. Multi-Facial (1999) .... Mike
20. The Iron Giant (1999) (voice) .... The Iron Giant
21. Saving Private Ryan (1998) .... Pvt. Adrian Caparzo
22. Strays (1997) .... Rick
23. Awakenings (1990) (uncredited) .... Hospital Orderly

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 0:10 |
بیوگرافی Brendan Fraser

نام هنری: برندان فراستر (Brendan Fraser) نام اصلی: برندان جیمس فراستر (Brendan James Fraser) متولد: 3 دسامبر 1968 محل تولد: ایندیانا پولیس (indianapolis) ، ایندیانا (Indiana) ، آمریکا (USA) قد: 1.91 متر
مینی بیوگرافی:
او پسر خانواده ای بود اهل کانادا که معمولا در سفر بودند از پایتخت کانادا به ایندیاناپلیس و دیترویت و استیل و لندن و رم. او خیلی زود در تائتر خودشو نشون داد بعد از فارغ و تحصیلیش اولین نقش کوچک خودش را به عنوان دریا نورد شماره 1 (Sailor #1) در River Phoenix's Dogfight (1991) و پس از آن تا حدی بیشتر نقش های محکم تری و در (Encino Man (1992 و (School Ties (1992 گرفت. و دیگر او وارد عرصه سینما شده بود.
زوجه: در 27 سبتامبر 1998 با آفتون اسمیت (Afton Smith) ازدواج کرد و از او صاحب سه بچه شد و تا امروز هنوز به صورت رسمی از هم جدا نشده اند ولی تا جایی که من می دونم جدا از هم زندگی می کنند.
بیشترین حقوق وی: بازگشت مومیایی (The Mummy Returns) در سال 2001 با حقوق 12.500.000 دلار Dudley Do-Right در سال 1999 با حقوق 4.000.000 دلار مومیایی (The Mummy) در سال 1999 با حقوق 4.000.000 دلار
جوایز: برنده 4 جایزه و نامزد برای 7 جایزه دیگر
|
سال |
آکادمی |
نامزد / برنده |
عنوان |
|
2006 |
Black Reel |
برنده |
بهترین اثر کلی فیلم (Crash (2004 |
|
2006 |
Actor |
برنده |
Outstanding Performance by a Cast in a Motion Picture فیلم (Crash (2004 |
|
2005 |
Best Ensemble Cast |
نامزد |
فیلم (Crash (2004 |
|
2002 |
Blimp Award |
نامزد |
بهترین ستاره مرد فیلم فیلم (The Mummy Returns(2001 |
|
2001 |
Teen Choice Award |
نامزد |
بازیگر منتخب فیلم فیلم (The Mummy Returns (2001 |
|
2000 |
Saturn Award |
نامزد |
بهترین بازیگر فیلم (The Mummy (1999 |
|
2000 |
Blockbuster Entertainment Award |
نامزد |
بازیگر منتخب اکشن فیلم (The Mummy (1999 |
|
1999 |
Chlotrudis Award |
نامزد |
بهترین بازیگر اثبات شده فیلم (Gods and Monsters (1998 |
|
1998 |
Blockbuster Entertainment Award |
نامزد |
بازیگر منتخب فیلم (George of the Jungle (1997 |
|
1997 |
Golden Space Needle Award |
برنده |
بهترین بازیگر فیلم (Still Breathing (1997 |
فیلمو گرافی:
بازیگری: The Mummy: Tomb of the Dragon Emperor=> محصول 2008 - نقش Rick O'Connell Hop Inkheart => محصول 2008 - نقش Mo 'Silvertongue' Folchart Journey to the Center of the Earth 3D => محصول 2008 - نقش Trevor The Air I Breathe => محصول 2007 - نقش Pleasure The Last Time => محصول 2006 - نقش Jamie Journey to the End of the Night => محصول 2006 - نقش Paul Crash => محصول 2004 - نقش Rick Cabot Revenge of the Mummy: The Ride => محصول 2004 - نقش Rick O'Connell Looney Tunes: Back in Action => محصول 2003 - نقش DJ Drake / Himself The Quiet American => محصول 2002 - نقش Alden Pyle The Mummy Returns => محصول 2001 - نقش Richard 'Rick' O'Connell Monkeybone => محصول 2001 - نقش Stu Miley Bedazzled => محصول 2000 - نقش Elliot Richards / Jefe / Mary Dudley Do-Right => محصول 1999 - نقش Dudley Do-Right The Mummy => محصول 1999 - نقش Richard 'Rick' O'Connell Blast from the Past => محصول 1999 - نقش Adam Webber Gods and Monsters => محصول 1998 - نقش Clayton Boone Still Breathing => محصول 1997 - نقش Fletcher McBracken George of the Jungle => محصول 1997 - نقش George of the Jungle The Twilight of the Golds=> محصول 1997 - نقش David Gold Glory Daze => محصول 1996 - نقش Doug Mrs. Winterbourne => محصول 1996 - نقش Bill/Hugh Winterbourne Kids in the Hall: Brain Candy => محصول 1996 - نقش Cameo appearance Now and Then => محصول 1995 - نقش Vietnam Veteran The Passion of Darkly Noon => محصول 1995 - نقش Darkly Noon The Scout => محصول 1994 - نقش Steve Nebraska In the Army Now => محصول 1994 - نقش Link Airheads => محصول 1994 - نقش Chester 'Chazz' Darvey With Honors => محصول 1994 - نقش Montgomery 'Monty' Kessler Younger and Younger => محصول 1993 - نقش Winston Younger Son in Law => محصول 1993 - نقش Link Twenty Bucks => محصول 1993 - نقش Sam Mastrewski School Ties => محصول 1992 - نقش David Greene Encino Man => محصول 1992 - نقش Link My Old School => محصول 1991 - ساخته شده برای تلوزیون
تهیه کنندگی: Journey to the Center of the Earth 3D=> محصول 2008
موسیقی متن: Monkeybone => محصول 2001 Bedazzled => محصول 2000
سایت شخصی وی:
www.brendanfraser.com
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 23:37 |
بیوگرافی بوفون Gianluigi Buffon

(جيانلوئيجي بوفون (جيجي)) بهترين دروازهبان ايتاليا و يكي از بهترين دروازهبانهاي اين رشته در دنياست. او در حال حاضر دروازهبان اول تيم يوونتوس و تيم ملي ايتاليا محسوب ميشود. بوفون در سال 2001 از تيم پارما كه از نوجواني در آن بازي ميكرد به تيم بزرگ و معتبر يوونتوس انتقال يافت. قيمت او در زمان اين انتقال 32 ميليون پوند بود كه بيشترين قيمت در ميان دروازهبانهاي دنياست. بوفون از برترينهاي تاريخ فوتبال محسوب ميشود و تاكنون سه بار در سالهاي 2003، 2004 و 2006 عنوان بهترين دروازهبان دنيا را به دست آورده است.
دوران كودكي و خانواده
(جيجي بوفون) روز 28 ژانويه سال 1978 در (كارارا) و در يك خانواده ورزشدوست و ورزشكار به دنيا آمد. مادرش (ماريا استلا) در رشته پرتاب ديسك فعاليت ميكرد و پدرش (آدريانو) وزنهبردار بود. او دو خواهر به نامهاي (ورونيكا) و (جوندالينا) دارد كه واليباليست ميباشند و دايياش (آنجلو ماسوكو) يك بسكتباليست است. او با دروازهبان سابق ايتاليا و تيم آث.ميلان كه (لورنزو بوفون) نام داشت نيز نسبت فاميلي دارد. لورنزو پسرعموي پدربزرگ جيانلوئيجي ميباشد.
فعاليت حرفهاي بوفون در كودكي هافبك تيم بود. وقتي چهارده ساله شد يك روز به اجبار دروازهبان تيم شد زيرا در آن روز هر دو دروازهبان تيم مصدوم شده بودند و نميتوانستند در زمين بازي كنند. دو هفته بعد او دروازهبان اول تيمش بود. در سال 1995 وقتي هفده سال داشت با تيم مطرح (پارما) قرارداد بست و اولين بازي قهرماني سري A خود را مقابل (آث.ميلان) بازي كرد. مدتي بعد او يكي از بهترينهاي تيم پارما شد و اولين كاپ را درتيم ملي ايتاليا و در نوزده سالگي در دست گرفت. در آن زمان او در بازي پليآف جامجهاني 1998 جانشين دروازهبان مصدوم تيم ملي كشورش (جيانلوكا پاگليوكا) شد و در مسكو برابر تيم روسيه بازي كرد. البته بوفون خود براي تيم ملي ايتاليا در آن جامجهاني انتخاب شده بود ولي حتي در يك مسابقه هم ظاهر نشد و در تمام بازيها خود (جيانلوكا) دروازهبان بود. بوفون پس از پايان بازيهاي مقدماتي يورو 2000 در سال 2001 از (پارما) به (يوونتوس) رفت. قيمت او در اين انتقال 32 ميليون پوند بود كه تعجب همگان را برانگيخت. زيرا با وجود اينكه بوفون دروازهبان بسيار خوبي بود ولي تاكنون هيچ باشگاهي اين مقدار پول را براي خريد يك دروازهبان هزينه نكرده بود. او در آن زمان در مصاحبهاي گفت (اين پول براي يك بازيكن خيلي زياد است ولي من احساس ناراحتي نميكنم و به خاطر آن تحت فشار روحي نيستم.) بوفون نخستين بازي ملي خود را در جام فيفا 2002 انجام داد و در سال 2003 از سوي يوفا برنده جايزه (باارزشترين بازيكن) و (بهترين دروازهبان) شد. (پله) فوتباليست سرشناس برزيلي به (بوفون) توجهي خاص دارد و او را يكي از 125 پديده فوتبال زنده دنيا ميداند. (بوفون) در سالهاي 2004 و 2005 در چهار فصل بازيها براي يوونتوس دروازهباني ميكرد. در تابستان 2005 بوفون در بازي سالانه به افتخار (لوئيجي برلوسكوني) با (كاكا) برخورد شديدي كرد و در نتيجه اين اتفاق، استخوان كتفش در رفت و مجبور شد تن به عمل جراحي بدهد. عمل او موفقيتآميز بود ولي او را مدتي از بازيها دور كرد. بوفون در نوامبر همان سال دوباره به زمين برگشت ولي فقط توانست در يك بازي حاضر شود زيرا ناراحتياش دوباره تجديد و او اجبارا تا ژانويه نيمكتنشين شد.
رسوايي روز 12 ماه مي سال 2006 شايعه شد كه بوفون به همراه (آنتونيو چيمنتي) دروازهبان سابق يوونتوس و چند تن از بازيكنان ديگر به طور غيرقانوني بر روي بازيهاي سري A شرطبندي كردهاند. روز بعد بوفون به طور داوطلبانه به اداره پليس (تورين) رفت تا از او بازجويي شود و بدين ترتيب ميخواست اين لكه ننگ را از روي نام خود پاك كند. او در اين بازجوييها اعتراف كرد كه قبلا بر روي بازي شرطبندي ميكرده ولي اين كار را تنها تا اواخر سال 2005، يعني زماني كه مقررات جديد شرطبندي بازيكنان را غيرقانوني كرد، انجام ميداده است. او به شدت شرطبندي بر روي مسابقات فوتبال ايتاليا را انكار كرد. همه ميترسيدند كه او به خاطر اين رسوايي موقعيت خود را در جامجهاني 2006 به مخاطره انداخته باشد ولي در پانزدهم مي سال 2006 نام او به عنوان دروازهبان تيم ملي ايتاليا در ليست اسامي انتخابشدگان به چشم ميخورد. بوفون ميگويد: _ (فكر ميكنم از وقتي وارد سري B شدهام جذابيتم بين مردم كمتر شده است چون وقت كمتري براي جلب توجه دارم.) _ بدترين عادت من پرخوري است. سعي ميكنم خودم را كنترل كنم چون هر چه باشد يك ورزشكارم ولي دلم ميخواهد هفتهاي يكبار پرخوري كنم.
كوتاه از بوفون_ تولد بوفون و (جيمي كاراگر) بازيكن تيم ليورپول در يك روز است. اين دو در بازيهاي يك چهارم نهايي قهرماني يوفا 2005 در زمان بازي يوونتوس برابر ليورپول با يكديگر ملاقات كردند و در همان روز بود كه اين موضوع را فهميدند. _ انتقال او به يوونتوس ازاين جهت نيز جالب بود كه مبلغ 25ميليون پوند به خاطر توانايي اش در دروازه باني و هفت ميليون پوند به خاطر شخصيتش به او پرداخته شد! _ نام مستعار او (سوپرمن) است و 190 سانتيمتر قد و 78 كيلوگرم وزن دارد. _ فوتباليستهاي مورد علاقه بوفون (توماس نكونو) دروازهبان كامرون و (لوكا مارچه جياني) دروازهبان ايتاليا هستند. _ او به پازل و مرتب كردن آن علاقه زيادي دارد.
_ بوفون به گفته خودش صادق، بيريا و واقعبين است. او اشتباهاتش را ميپذيرد و يك انسان واقعي است. _ وقتي براي نخستين بار در سري A بازي كرد قبل از شروع بازي براي عكس گرفتن در كنار بازيكنان همتيمياش نايستاد و به دنبال توپ دويد زيرا نميدانست عكس گرفتن قبل از بازي يك كار رسمي است. _ وقتي براي نخستين بار و به خاطر مصدوم شدن دروازهبان اصلي مجبور شد در يك بازي بينالمللي وارد زمين شود دوست داشت زمين دهان باز كند و او را ببلعد. آن روز خداخدا ميكرد مسابقه زودتر تمام شود چون هوا در مسكو خيلي سرد بود و او از سرما ميلرزيد. _ در خانه دفترچهاي دارد كه همه پنالتيهاي گل شده و دفعشدهاش را در آن يادداشت ميكند. _ او هنوز اولين پيراهن شماره 12 قرمزرنگ سري A و دستكشهاي دروازهباني كه وقتي كوچك بود (تافارل) به او داد را دارد. _ ميگويد تا قبل از هفده سالگي يك هيولا بود زيرا آنقدر زشت بود كه اگر همان طور ميماند هيچ دختري راضي نميشد با او ازدواج كند. _ از موسيقي آمريكاي لاتين لذت ميبرد. _ آدم خوش خوراكي است. _ دوست دارد قبل از كنارهگيري از حرفهاش يكبار گل بزند يا از نقطه پنالتي يا به هر صورت ديگري. _ وقتشناس نيست و هميشه آخرين كسي است كه سر تمرين ميرسد. _ از آدمهاي چاپلوس بدش ميآيد و تحمل اين جور افراد را ندارد.

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 0:18 |
بیوگرافی Pink

Alecia Beth Moore معروف به Pink در ۸ سبتامبر ۱۹۷۹ در شهر Doylestown, Pennsylvania کشور امریکا متولد شد.
نام اصلی:
Alecia Beth Moore
قد:
5' 4" (1.63 m)
دیسکو گرافی :
آلبوم ها:
RCA
10/27/2008
LaFace
4/04/2006
Arista
11/11/2003
Arista
11/20/2001
LaFace
4/04/2000
تکی:

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 3:5 |
بیوگرافی Basshunter

(Jonas Erik Altberg) جونز اریک آلتبرگ معروف به Basshunter در ۲۲ دسامبر سال ۱۹۸۴ در شهر حالمستاد کشور سوئد متولد شد.او با برادر کوچکتر و پدر ومادرش در سواحل Tylösand پنج دقیقه مانده به کشور سوئد زندگی میکند.
او در سال ۱۹۹۹ اولین کارش را با Fruituloops و آهنگ (now called FL Studio) شروع کرد. در آن زمان بیشتر به ساخت موسیقی الکترونیکی می پرداخت و سرانجام در آپریل سال ۲۰۰۶ با آهنگ Boten Anna شهرت بیشتری پیدا کرد.
دیسکو گرافی: • LOL (2006

• Now You're Gone (2008

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 2:40 |
بیوگرافی ATB

Andre Taneh Berger ملقب به ATB در 25 فوريه 1973 در هامبورگ آلمان متولد شد.او کار خود را از 14 سالگي ودر کلوپ هاي آلمان آغاز کرد
اين فعاليتهاي او در سال 1992 رنگ چشمگيرتري به خود گرفت و بعد از سالها تلاش و کسب تجربه در دنياي ترانس با آهنگ بي نظير و معروف Till I Come خود را به جهان موسيقي معرفي کرد .
در سال 1998 بود که ATB اولين و يکي از بينظيرترين آلبومهاي خود را به دوستداران ترانس عرضه کرد . آن آلبوم Movin Melodies نام داشت وبا فروش26 ميليوننسخه مواجه شد . که در زمان خودمقام پرفروش ترين را از آن خود کرد
اين آلبوم با خود پيام مهمي داشت و آن چيزي جز آن نبودکه غول جواني خود را براي مبارزهبا بزرگان ترانس آماده کرده. آن آلبوم ((آندره)) را به يکي از بهترين هايه اين سبک مبدل ساخت و بستر مناسبي براي ادامه ي کارهاي او وموفقيت هايه او در دنيايه ترانس فراهم آمد به راستي او حضور خود را به رقبا ديکته کرده بود . طرفدارن بي شماري که بعد از انتشار اين آلبوم مشتاقانه به آهنگهاي ATB گوش فرا ميدادند تاييده اي بر اين مدعا بودن آلبوم هايه بعدي او به ترتيب عبارتند از :
Tow World . Dadicated . Addicted To Music . No Silence
البته آندره 2 ميکس آلبوم به نامهاي : The DJ In The Mix 2 و The DJ In The Mix 1 انتشار داد که در اين قسمت به ان نميپردازيم .
Dadicated را ميتوان نقطه عطفي در کارنامه ATB دانست . آهنگ Let U Go از اين آلبوم گواهي بر اين مدعاست . همچنين نميتوان ازآهنگ زيبا و پر معناي Dadicated به سادگي عبور کرد .
از مشخصه هايه جالب توجه آن آلبوم انتخاب صحيح همخوان براي آن آلبوم که زينت بخش آهنگهاي آن شده بود دانست. با گوش دادن آهنگ : Let U Go يا You're Not Alone اين واقعيت را درک خواهيد کرد که اين انتخواب درست چقدر در پيشرفت او نقش داشت .
اين خواننده خوش صدا کسي نبود جز Roberta Carter Harrison يکي از راک استارهاي کانادا .
ديگر مشخصه ي آن آلبوم اين بود که ديگر در آهنگهاي ATB از آن گيتار الکتريک معروف خبري نبود . که اين موضوع تعدادي از ترفداران او را ازرده خاطر ميکرد.اما در کل اين آلبوم نشان داد آندره در مسير تکامل گام بر داشته.
آلبوم بعدي او با نام Addicted To Music در سال2003 عرضه شد . به نظر من اين آلبوم بهترين آلبوم او بود. زيبا ترين آهنگ ها و بياد ماندني ترين موسيقيهاي دنيا به يکباره در کنار هم آلبومي را تشکيل ميداد که همچون نگيني در کارنامه ATB ميدرخشيد . با گوش دادن آهنگهايي مثل In Love With The DJ يا Sunset Girl ميتوان به هنر آندره پي برد .
آندره براي ساخت آهنگهاي اين آلبوم از تلفيق Dream با Trance استفاده کرد و اين نشان ميداد آندره به دنياي رمز آلود Dream وارد شده.
%202%5CATB%20-%20The%20DJ%20(In%20The%20Mix)%202.jpg)
حالا ديگه(( آندره تنه برگر )) به تکامل رسيده بود و به يک موسيقي دان کامل تبديل شده بود. آندره آلبوم بعدي خود را در سال 2004 با نام No Silence منتشر کرد .
غظاوت در مورد اين آلبوم به زمان بيشتري نياز دارد اما استقبال گسترده علاقه مندان از اين آلبوم نشان از ارزشهاي اين آلبوم است . که با گوش دادن آهنگ زيباي Marrakech ميتوان آن را با تمام وجود درک کرد . آندره در آلبوم جديدش از يک خواننده جديد استفاده کرده .اين خواننده بريتانيايي Tiff Lacy نام دارد . و قبلا با ستاره هاي ديگر ترانس مانند Paul Oakenfold همکاري داشته .
آهنگ استثنايي Ecstasy و ملودي رويايي Mysterious Skies از آثار بيادماندني اين آلبوم هستند . ATBهمچنان يکي از بهترين Dj هاي آلمان به حساب مي آيد .
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 2:8 |
بیوگرافی Dj sasha

Dj sasha با نام اصلی(Alexander coe) در 4 سپتمبر ساله 1969 در کشوره ولز چشم به جهان گوشود .سبک های اصلی اورا ميتوانHouse,Trance,Progressive House,Electronica break و حرفه اورا و آهنگ سازی دانست شروع کار دج سشا به ساله 1989 بر ميگردد زمانی که او اولين تک آهنگه خود را در سبکه اکيد هوسه ساخت بايد به اين نکته توجه کرد که سشا ميکس کردن را خود به تنهايی اموخت .سشا از ساله 1997 تا به اکنون توانسته است هر ساله رتبيه قابل قبولی در مجله دج به خود اختصاص دهد و در حال حاضر هم رتبيه پنجم بهترين ديسک جکی سال را يدک ميکشد.
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 2:4 |
بیوگرافی Schiller

نام اصلی : Christopher Von Deylen سبک موسيقی : Dream - Trance - House - Meditative - Ethnic - Trip Hop متولد : آلمان ۱۹۷۰ بيوگرافی : Chris از همون کودکی به موسيقی علاقه مند بود.خانواده ی مايه داری داشتن چون تو ۵ سالگی يه پيانو از پدر بزرگش هديه تولد گرفت در کنار اون يه معلم خوب پيانو هم براش استخدام کردن اين معلم عاشق موسيقی Dream بود و خب معلومه که او Chris رو به اين مسير و سبک سوق داده. Chris در ۱۵ سالگی در مدرسه مسئول قسمت موسيقی بود و در همون سال ۴ آهنگ با Synthesizer های مدرسه ساخت او پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه در سال ۱۹۹۴ به استوديوی بزرگ Boogie Park المان مشغول يادگيری مهندسی صدا شد بعد از چند پروژه نا موفق سرانجام در سال ۱۹۹۸ او تونست نظر يک کمپانی رو جلب کنه و البومی رو به بازار داد...که اين البوم موفق بود اين البوم بيشتر Dance بود تا معمايی....ولی البوم دوم او در سال ۱۹۹۹ به نام ZEITGEIST به بازار داد که زياد موفق نبود گرچه اون عناصر قابل توجه رو درون خودش داشت. بعد از اين Chris تلاش کرد که به خودش استراحتی ۲ ساله بده اين استراحت نبود بلکه او با پدرش به مدت ۲ سال به گردش به دور دنيا و طبيعت پرداخت. بازگشت Chris با البوم Weltrise يا همون (World Tour ) در سال ۲۰۰۱ به موفقيت بی چون و چرای او تبديل شد. البوم در هفته اول به صدر فروش آلمان رفت و تمام طول تابستان از Top Ten به پايين نيومد.جالبه بدونين که بدليل کمبود بودجه Chris نتونست استوديو کرايه کنه و مجبور شد کل آلبوم رو در اتاق خوابش به تجهيزات خودش ميکس کنه در اين سال جايزه Golden Disc به Schiller يا همون Chris رسيد. بعد از اين موفقيت Chris به برلين رفت و يک خونه و يک استوديو خوب خريد....و شروع به کار بر روی آلبوم جديدش Leben (life کرد.البوم جديدش که در سال ۲۰۰۳ به بازار اومد باز هم موفق بود و باز هم Golden Disc نصيب Chris شدتا اينجا بايد بدونيد که ۷۰ درصد شعر های Schiller به زبان آلمانی بود ولی در سال ۲۰۰۴ البوم Leben کلا شعرهايش به انگليسی ترجمه شده بود و خونده شده بود با نام Life به بازار اومد. خواننده های شعر های Schiller بسيار توانا و معروف هستنMaya Saban و Mila Mar و Sarah Brightman در سال ۲۰۰۳ ATB آهنگ Liebe به معنی Love در انگليسی رو برای Schiller دوباره Remix کرد و بسيار هم اين کار رو کرد. Fredrich Schiller از شعرای بزرگ آلمانی در قرن ۱۷ بوده و خب اين اسم Schiller برگرفته از اسم اون شاعر هست.
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 2:2 |
بیوگرافی گراهامبل

نام فارسی : آلکساندر گراهامبل سال ولادت و فوت : ۱۹۲۲ – ۱۸۴۷ میلادی ملیت : اسکاتلند
الکساندر گراهامبل مخترع تلفن به سال ۱۸۴۷ در شهر «ادینبورو» اسکاتلند متولد شد. وی گرچه چند سالی بیش به مدارس رسمی نرفت ولی با همت خودش و تلاش خانوادهاش از تحصیلات ممتازی برخوردار گردید. از آنجا که پدر گراهام متخصص فیزیولوژی صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوایان بود علاقه و توجه او به مبحث بازیافت اصوات و صداها کاملاً طبیعی به نظر میرسید.
گراهامبل در سال ۱۸۷۱ به شهر بوستون در ایالت ماساچوست آمریکا نقل مکان کرد. در آنجا در سال ۱۸۷۵ به برخی کشفیات مختلف دست یافت که سرانجام به اختراع تلفن منتهی گردید.
بل اظهار نامه مربوط به درخواست ثبت حق انحصاری اختراع خود را در فوریه سال ۱۸۷۶ تسلیم کرد و امتیاز مربوط به آن چند هفته بعد به وی داده شد. (جالب اینکه شخص دیگری به نام الیشاگری در همان روز و تنها یکی دو ساعت دیرتر اظهارنامه ثبت اختراع وسیله کاملاً مشابهی را تسلیم مقامات مربوطه نمود.)
کمی پس از دریافت امتیاز مزبور گراهام بل دستگاه تلفن اختراعی خود را در سالن نمایشگاه سنتنیال فیلادلفیا به معرض نمایش گذاشت. اختراع بل با استقبال گرمی مواجه شد و جایزهای نیز به او اعطا گردید. حق بهرهبرداری انحصاری از این اختراع در قبال مبلغ یکصدهزار دلار به کپانی «وسترن یونیون تلگراف» پیشنهاد شد ولی کمپانی مزبور از خرید آن امتناع کرد. بنابراین بل و دستیارانش در ژوئیه ۱۸۷۷ خود به تأسیس شرکتی همت گماشتند که آن شرکت در حقیقت سلف همین کمپانی «آمریکن تلفن و تلگراف» امروزین بود. تلفن از همان آغاز توفیق تجاری بسیار بزرگی روبهرو گردید. اکنون نیز «آمریکن ت. ت.» بزرگترین تشکیلات بازرگانی خصوصی جهان است.
ظاهراً بل و همسرش که در مارس ۱۸۷۹ حدود پانزده درصد سهام شرکت تلفن را داشتند تصور نمیکردند که کمپانی آنها به زودی تبدیل به شرکتی با سوددهی افسانهای خواهد شد. آنها طی چند ماه اکثر سهام خود را با بهای متوسط هر سهم ۲۵۰ دلار فروختند. تا ماه نوامبر ارزش سهام شرکت به یکهزار دلار رسید. در سال ۱۸۸۱ آنها باز هم دست به کاری غیر عاقلانه زدند و یک سوم بقیه سهام باقی مانده خود را فروختند. با وجود این در سال ۱۸۸۳ ثروت بل و همسرش بالغ بر یک میلیون دلار میشد.
با وجود اینکه بل در نتیجه اختراع تلفن فردی ثروتمند شده بود ولی همچنان به فعالیتهای تحقیقاتی خود ادامه داد و چند وسیله سودمند دیگر، البته کم اهمیتتر از تلفن نیز اختراع کرد. او به کارهای مختلف علاقه داشت ولی توجه علاقه اصلی او کمک به ناشنوایان بود. همسرش بانویی ناشنوا بود که بل قبلاً به او درس میداد. بل دو پسر و دو دختر داشت اما پسرانش در همان اوان نوزادی از دنیا رفتند. بل که در سال ۱۸۸۲ به تابعیت دولت ایالات متحده درآمده بود در سال ۱۹۲۲ درگذشت.
هر گونه ارزیابی درباره تأثیر و نفوذ بل در میزان و اندازه اهمیتی که تلفن در نظر یک فرد دارد نهفته است. از نظر من تلفن اختراع بسیار مهمی است و تنها میتوان معدودی از اختراعات را خاطر نشان کرد با این چنین گستردگی مورد استفاده قرار گرفته و اثری چنین بزرگ بر زندگی روزمره داشتهاند.
ایده اختراع :
گراهام بل(Alexander Graham Bell) به کرو لال ها آموزش می داد تا چگونه صحبت کنند و مطا لعات زیادی در زمینه صوت و وسایلی که مردم بتوانند با آنها حرف بزنند و گوش کنند ، کرده بود . این عوامل بینشی در او بوجود آورد تا مکانیزم کار تلفن را دریابد و ْآنرا بسازد.
برترین اختراع:
در سال 1876 دهم مارس در شهر بستون کانادا وی اختراع تلفن را به ثبت رساند.
سایر اختراعات :
در سال 1880 نیز تلفن نوری (فتوفون)را ساخت که کارایی خوبی نداشت . وی در زمینه مدولاسیون نور نیز آزمایشاتی انجام داد.
کلام اخر:
اقای بل گفته اند:"سیستم تلفن ، آن طوری که ما می شناسیم حاصل تفکرات بسیاری از بزرگمردانی است که باید از آنها به خاطر تکمیل یک چنین کار عالی ومفیدی قدردانی کرد."
مباحث مرتبط با عنوان:
-
-
تلفن نوری
-
-
مدولاسیون نور
-
-
-
-
-
-
خط تلفن
-
میکروفون ها
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 20:41 |
بیوگرافی نيوتن

ايزاك نيوتن كه در روز 25 دسامبر 1642 يعني سال مرگ گاليله متولد شد از خانواده اي است كه افراد آن كشاورزان مستقل و متوسط الحال بودند و مجاور دريا در قريه وولستورپ مي زيستند نيوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنيا آمد و چنان ضعيف بود كه مادر گمان برد او حتي روز اول زندگي را هم نتواند به پايان برد پدرش نيز در عين حال اسحق نام داشت و در سي سالگي و قبل از تولد فرزندش درگذشت. پدرش مردي بوده است ضعيف با رفتار غيرعادي زودرنج و عصبي مزاج.
آيزاك دوره كودكي شادي نداشت او سه ساله بود كه مادرش با بارناباس الميت كشيش مرفه با سني دو برابر سن خود ازدواج كرد. جدايي از مادر ظاهراً سخت بر شخصيت او اثر گذاشت و تقريباً مسلم است كه رفتار بعدي وي نسبت به زنان را نيز شكل داد. نيوتن هيچگاه ازدواج نكرد اما يك بار (شايد هم دوبار) نامزد كرد به نظر مي آمد كه تمركز او منحصراً روي كارش بود. 9 سالي كه نيوتن در وولستوپ جدا از مادر گذرانيد براي وي سالهاي دردناكي بود داستانهايي سر زبان است كه نيوتن جوان از قبه كليسا بالا مي رفت تا نورث ويتام ده مجاور را كه مادرش اينك در آن زندگي مي كرد ببيند. آموزش ابتدايي رسمي نيوتن در دو مدرسه كوچك دهكده هاي اسكلينگتن و راچفورد صورت گرفته بود كه هر دو براي رفت و آمد روزانه به خانه او نزديك بودند چنين به نظر مي رسد كه اول بار دايي او كه كشيشي به نام ويليام آيسكاف بوده است متوجه شد كه در نيوتن استعدادي مافوق كودكان عادي وجود دارد. بدين ترتيب ويليام آيسكاف مادر را مجاب كرد كه كودك را به دانشگاه كمبريج (كه خودش نيز از شاگردان قديمي اين دانشگاه بود) بفرستند زيرا مادر نيوتن قصد داشت وي را در خانه نگهدارد تا در كارهاي مزرعه او را كمك كند در اين هنگام نيوتن 15 ساله بود كمبريج در آن زمان ديگر آكسفورد را از مقام اولي كه داشت خلع كرده به قلب پيوريتانيسم انگليس و كانون زندگي روشنفكري آن كشور بدل شده بود. نيوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوي ديگر دوره كارشناسي، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون مي كرد نيوتن در يكي از روزهاي سال 1663 يا 1664 شعار زير را در كتابچه يادداشت خود وارد كرد. «افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است اما بهترين دوست من حقيقت است.» او از كارهاي دكارت در هندسه تحليلي شروع كرده سريعاً تا مبحث روشهاي جبري پيش آمده بود در آوريل 1665 كه نيوتن درجه كارشناسي خود را گرفت دوره آموزشي او كه مي توانست چشمگيرترين دوره در كل تاريخ دانشگاه باشد بدون هيچگونه شناسايي رسمي به اتمام رسيد. در حدود سال 1665 مرض طاعون شيوع يافت و دانشگاه دانشجويان خود را مرخص كرد نيوتن به زادگاه خود مراجعه كرد همين موقع بود كه هوش و استعداد نابغه بزرگ آشكار گشت زيرا تمام كتابها و جزوه هاي خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فكر خود را آزاد گذاشت كه به تنهايي از منابع خاص خود استفاده كند در اين هنگام نيوتن بيش از بيست و دو سال نداشت ولي بيش از ارشميدس و دكارت درباره معرفت ساختمان جهان دقيق شده بود نيوتن ضمن دو سالي كه در وولستوپ بود «حساب عنصار بي نهايت كوچك» «قانون جاذبه عمومي» را كشف كرد و تئوري نور را بنيان گذاشت اين داستان كه سقوط سيبي از درخت نيوتن را به فكر كشف نيروي جاذبه عمومي انداخته است به نظر درست مي آيد او از آن لحظه اين پرسشها را براي خود مطرح كرد: چرا سيب به پايين نه به بالا سقوط مي كند؟ و چرا ماه بر زمين نمي افتد. اين انديشه ها بعدها او را به كشف قانون گرانش رهنمون شدند هنگامي كه نيوتن چندين سال بعد پاسخ اين پرسش را توانست بيابد در واقع يكي از قانونهاي فيزيك را كشف كرده بود كه بر تمام عالم حكمفرماست «قانون نيروي گرانش زمين.» او پس از شيوع طاعون و بازگشت به ملك زراعي مادرش، طي 18 ماه به آگاهيها و كشفهايي بيش از آنچه كه دانشمندان ديگر در تمام طول عمر خود دست مي يابند، دست يافت او در اين مدت ساخت و ساز قانون نيروي گرانش را آغاز كرد او درباره نور و رنگهاي آن پژوهش كرد دليل جزر و مد را كشف كرد قوانين و حركات بخصوصي را به درستي تشخيص داد و معادله هايي براي آن نوشت كه بعدها اساس و بنيان دانش مكانيك شد در مورد نيروي گرانش نيوتن معتقد بود كه نه تنها زمين چنين نيروي گرانشي دارد بلكه تمام اجسام و اجرام چنين خصوصيتي دارند. روزي كه او منشوري را در دست گرفت و اجازه داد تا پرتو نور خورشيد از ميان آن عبور كند او با اين كار كشف كرد كه نور سفيد به هنگام ورود به منشور شيشه اي منحرف مي شود و به هفت پرتو نور اصلي با رنگهاي گوناگون تجزيه مي شود آنها رنگهاي رنگين كمان هستند كه طيف يا بيناب ناميده مي شوند و عبارتند از: سرخ، نارنجي، زرد، سبز، ابي، نيلي و بنفش. او تمام اين كشفيات را در يك دوره زماني 18 ماه به انجام رسايند بالاخره طاعون ريشه كن شد و او به لندن برگشت تا تحصيلات خود را به پايان برد. او سه سال پس از آن را صرف كاوش و پژوهش در ماهيت و طبيعت نور كرد همچنين نخستين دوربين نجومي آيينه اي را ساخت تلسكوپ آيينه اي رصد خانهن مونت پالومار در كاليفرنيا نيز كه آيينه آن پنج متر قطر داد براساس اصول و قواعل نيوتن بنا شده است. نيوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتي عصبي شد از دو ناراحتي عصبي كه نيوتن پيدا كرد اولي ظاهراً در سال 1678 و دومي در سال بعد از فوت مادر او بود در اين دوره وي به مدت شش سال از هر گونه مكاتبه اي مربوط به تلاشهاي ذهني دست كشيد به هر صورت عالم كيهاني بود. دوران مابين 1684 و 1686 از نظر تاريخ فكري بشر مقام ارجمندي دارد در اين دوران هالي توانست با تدبير بسيار نيوتن را وادار كند كه اكتشافا تخويش را در نجوم و علم حركات به منظور انتشار تدوين كند و نيوتن نيز به اين كار رضايت داد در سال 1687 در سن چهل و پنج سالگي قانون جاذبه زمين و سه قانون درباره حركت را در كتابش كه به زبان لاتين نوشته شده بود و «اصول» (Principle) نام داشت با خرج هالي منتشر كرد نيوتن به مطالعات عظيم ديگري پرداخت كه حتي امروزه نيز كامل نشده است و آن اينكه با به كار بردن قوانين علم حركات و قانون جاذبه عمومي فرورفتگي زمين را در دو قطب آن كه نتيجه دوران روزانه زمين به دور محورش مي باشد محاسبه كرد و به كمك اين محاسبه درصدد بر آمد سير تكامل تدريجي سياره را مورد مطالعه قرار دهد. نيوتن تغييرات وزن اجسام را برحسب تغيير عرض جغرافيايي مكان به دست آورد و نيز ثابت كرد كه هر جسم توخالي كه به سطوح كروي متحد المركز و متجانس محدود شده باشد نمي تواند هيچگونه نيرويي بر اجسام با ابعاد كوچك كه در نقطه غيرمشخصي در داخل آن قرار داشته باشند اعمال كند نيوتن در پاييز سال 1692 هنگاميكه به پنجاه سالگي نزديك مي شد به سختي مريض و بستري شد به طوري كه از هرگونه قوت و غذايي بيزار شد و دچار بيخوابي مفرط گرديد كه به تدريج به بي خوابي كامل تبديل شد خبر كسالت شديد نيوتن در قاره اروپا انتشاريافت ليكن بعد از آنكه خبر بهبود او را دادند دوستانش شادمان گشتند. حكومت بريتانيا به منظور قدرداني از خدمات اين دانشمند بزرگ يك منصب بسيار بالاي دولتي به وي اعطا كرد او در سال 1700 ميلادي به عنوان خزانه داري كل سلطنتي محسوب شد منصبي كه تا اخر عمرش آن را حفظ كرد در همان سال به عضويت آكادمي علمي فرانسه نيز انتخاب شد در سال 1705 عليا حضرت ملكه آن (ملكه انگليس) به وي عنوان «سر» اعطا كرد و به احتمال قوي اعطاي اين افتخار بيشتر به مناسبت خدمات او درضرب مسكوكات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و كمال.وي چندي پيش از وفاتش با نگاهي به زندگي علمي طولاني گذشته اش از آن اين خلاصه را به دست داد: من نمي دانم به چشم مردم دنيا چگونه مي آيم اما در چشم خود به كودكي مي مانم كه در كنار دريا بازي مي كند و توجه خود را هر زمان به يافتن ريگي صافتر يا صدفي زيباتر منعطف مي كند در حاليكه اقيانوس بزرگ حقيقت همچنان نامكشوف مانده در جلوي او گسترده است اخرين روزهاي زندگي وي تأثر برانگيز و از جنبه انساني قوي و عميق بوده است اگرچه نيوتن نيز مانند ساير افراد بشر از رنج فراوان بي بهره نماند ليكن بردباري بسياري كه در مقابل درد و شكنجه دائمي دو سه سال اخير زندگاني خويش نشان داد شكوفه هاي ديگري بر تاج گلي كه بر فرق او قرار دارد مي افزايد. در آخرين روزهاي زندگي سرفه اي مداوم او را بسيار ضعيف كرد و عاقبت بعد از آنكه چند روزي از درد جانگداز آسوده بود در نهايت آرامش در 20 مارس 1727 در هشتاد و چهار سالگي در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسيار در وستمينستر آبي به خاك سپرده شد براي قدرداني از اين دانشمند بزرگ واحد نيرو را نيوتن ناميده اند و به اختصار با حرف N نشان مي دهند بدون ترديد مي توان گفت در تاريخ بشريت نامي مافوق نيوتن وجود نداشته و هيچ اثري از لحاظ عظمت و بزرگي مانند كتاب (اصول) او نخواهد بود لاپلاس بزرگترين ادامه دهنده اكتشافات او درباره اش چنين مي گويد: كتاب اصول بناي معظمي است كه تا ابد عمق دانش نابغه بزرگي را كه كاشف مهمترين قوانين طبيعت بوده است به جهانيان مدلل خواهد داشت. لاگرانژ درباره او چنين مي گويد: نيوتن خوشبخت بود كه توانست دستگاه جهان را توصيف كند افسوس كه در عالم بيش از يك آسمان وجود ندارد ولتر مشهورترين ستايندگان او چنين نوشته است: اي رازدار آسمانها و اي جواهر ابدي راست بگو تو نسبت به نيوتن حسادت نمي ورزي؟
| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 20:33 |
بیوگرافی راجر فدرر Roger Federer

بی شک یکی بزرگترین تنیسور های تارخ جهان کسی نیست جز تنیسوری سوییسی که با اقتدار صدر جدول رده بندی تنیس مردان را از آن خود کرده و کسی تا الان توانایی آن را نداشته که او را از این مرتبه پایین بکشد : ● مشخصات کلی : راجر فدرر ـ متولد ۸ آگوست سال ۱۹۸۱میلادی (ساعت ۸:۴۰ صبح ) - محل تولد : بازل سوییس - قد : ۱۸۵ سانتیمتر - وزن ۸۰ کیلوگرم - نام پدر و مادر : رابرت و لینت - ملیت : سوییسی - شغل : تنیسور ( راست دست ) - سایر علایق : ورزشهای گلف و فوتبال و اسکی ، بازی با پلی استیشن ، گوش دادن به موسیقی ، بازی با ورق. راجر فدرر صبح روز ۸ آگوست ۱۹۸۱ در شهر بازل سوییس به دنیا آمد . فدرر از هشت سالگی شروع به یاد گیری تنیس کرد و هنگامی که ۱۰ ساله بود همه از بازی زیبای او با هیجان حرف میزدند . او از در سن ۱۳ سالگی زادگاهش را برای تحصیل در آکادمی حرفه ای تنیس سوییس ترک کرد، اما تا سن ۱۶ سالگی درگیر مصدومیت های عجیب و غریب بود. در سال ۱۹۹۸ او به طور حرفه ای به اتحادی تنیس جهان ملحق شد و در سال ۲۰۰۱ در اولین تورنمنت جهانی اش که در میلان برگزار شد توانست مقام نخست را کسب کند و از آن پس قهرمانی های پیاپی او آغاز شد و او هم اکنون با اختلا ۲۰۰۰ امتیازی با رافائل نادال در رنکینگ فدراسیون تنیس جهان مقام اول را دارد . او را اکنون میتوان یکی از بزرگترین تنیسور های تاریخ این ورزش دانست : بازیکنی با فورهند های استثنایی سرویس هایی وحشتناک برای حریف با چرخش و اسپینی که هر حریفی را با مشکل روبرو میکند . راجر فدرر در سال ۲۰۰۶ تا الان در ۱۰ تورنمنت بین المللی شرکت کرده که فقط سه باخت در سه فینال مسابقات دوبی،مونته کارلو و اوپن فرانسه از حریف اسپانیایی خود یعنی رافائل نادال جوان داشته وگرنه در همه بازی های خود تا الان پیروز بوده . آخرین قهرمانی او تا الان قهرمانی در مسابقات بزرگ ویمبلدون ۲۰۰۶ بود که توانست در فینال این مسابقات رافائل نادال را با نتیجه ۳ بر ۱ شکست بدهد . گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که او به سه زبان زنده دنیا انگلیسی، آلمانی و فرانسوی مسلط است.

| +| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 16:25 |
|